{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی

یاد تو روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
دیدگاه ها (۲)

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟ گفت: عادت دارمگفت...

ﺣﻮﺻﻠﻪ ! ﺳَـــﺮ !عشق ! ﭘـــَر !...ﺳـــﺮ ! ﺩﺭﺩ !...ﻣﻐـﺰ ! ﻫﻨــ...

آدما دو بار میمیرن :یکی وقتی اجل میاد سراغشون ...دوم وقتی که...

✘جونَم بَرات بِگه رُکُ و راسـت ✔ میخوام سَر بِ تَنِت نَباش...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

Dana-Apada

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط