نرگس آتش پرستی داشتم , شبنم می فروخت ....
نرگس آتش پرستی داشتم , شبنم می فروخت ....
با همان چشمی که می زد زخم , مرهم
می فروخت ...
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت ....
یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت ....
زندگی این تاجر طماع , ناخن خشک پیر مرگ را ....
همچون شراب ناب , کم کم می فروخت .....
در تمام سال های رفته بر ما روزگار مهربانی می خرید ....
از ما و ماتم می فروخت ....
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گل فروش ....
ای کاش با آنها مرا هم می فروخت .....
با همان چشمی که می زد زخم , مرهم
می فروخت ...
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت ....
یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت ....
زندگی این تاجر طماع , ناخن خشک پیر مرگ را ....
همچون شراب ناب , کم کم می فروخت .....
در تمام سال های رفته بر ما روزگار مهربانی می خرید ....
از ما و ماتم می فروخت ....
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گل فروش ....
ای کاش با آنها مرا هم می فروخت .....
- ۱.۶k
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط