{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نرگس آتش پرستی داشتم , شبنم می فروخت ....

نرگس آتش پرستی داشتم , شبنم می فروخت ....
با همان چشمی که می زد زخم , مرهم
می فروخت ...
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت ....
یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت ....

زندگی این تاجر طماع , ناخن خشک پیر مرگ را ....
همچون شراب ناب , کم کم می فروخت .....

در تمام سال های رفته بر ما روزگار مهربانی می خرید ....

از ما و ماتم می فروخت ....

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گل فروش ....
ای کاش با آنها مرا هم می فروخت .....
دیدگاه ها (۶)

ز = زیبایی ها را ببین ن = ندای درونت را بشنو د = دل ها را ش...

کدام شعر سراید تو را تماشایی !تبش چگونه تبو با دلم تمنایی ?ت...

تا شب زلف تو سر فصل غزل خوانی هاست زندگینامه ی من شرح پریشان...

دل چه ساده بود که از چشمانم تمنا داشت که با قطره های اشک بر...

یک سال با اژدها

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم م...

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم م...

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم م...

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم، ...

مرهم

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم م...

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم ...

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط