{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند،

آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند،
به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند،
تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهٔ او را گرم کند و همهٔ آن‌هایی که برایش عزیز بودند، برگردند ...

شب‌های روشن، فئودور داستایفسکی
دیدگاه ها (۱)

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

P : 22

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط