{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدمِ رویایی، خاکسترِ رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زن

آدمِ رویایی، خاکسترِ رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند،
به این امید که در میانشان حداقل جرقه ی کوچکی پیدا کند و فوتش کند تا دوباره آتش،
جان بگیرد،
تا این آتشِ احیا شده، قلبِ سرمازده ی او را گرم کند
و همه ی آن‌هایی که برایش عزیز بودند، برگردند...
دیدگاه ها (۲۶)

دستَ‌ش به پنجره می‌رسد!پنجره را می‌گیرد وُخودش را به زوربالا...

صورت ِفکر ِمن از روی تو نورانی تر استنیتِ خیر من از کفر تو پ...

بانوی من!دلم می خواست در عصر دیگری دوستت می داشتم، در عصر...

نگاه #توجهانی ستکه در آن صلح ابدی ست .#بهنام_علامی

در اصل انسان نمیمیرد بلکه بخشی از طبیعت می شود و زندگی ان حت...

پارت ۱۸اوضاع خوب نبود. دانزو میدانست که از شیسویی کتک خورده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط