{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک رفت کل عمارت پر بود از بادیگارد های غول با یه اسلحه

کوک رفت کل عمارت پر بود از بادیگارد های غول با یه اسلحه
یه خانم مسن با یه لباس خیلی خوشگل اومد سمت استخر
÷پس تویی
+سلام من
÷من مادر کوکم
+اوه سلام خوبید من ا.تم
÷میدونم کوک خیلی ازت برام گفته بیا بیرون که قراره بریم خرید
+اوکی
رفتم لباسمو عوض کردم
میکاپ کردم و رفتم پایین
÷خب بریم
+باشه
سوار ون شدیم و رسیدیم به مغازه لویی ویتون
کلی خرید کردیم رسیدیم خونه
کوک رو مبل لش کرده بود‌
×اونا زن منو کجا برده بودی
÷بردمش خرید باید عروسم کلی لباس داشته باشه
×بیا اینجا
بغلم کرد و موهامو بو کرد
÷باید فردا بریم دکتر ببینیم با کرست یل نه
×ا.ت برای من شد +(🤭😶‍🌫️)
÷یا چرا ا.ت سرخ شد خجالت نکش ماهم این کارارو کردیم تا شوهرت به وجود اومده بعد ازدواج زود بچه دار میشین من دیگه رفتم
+خدافظ
×من بچه نمیخوام از الان بگم اگه بچم پسر نشه
سلاخی ت میکنم 😠
+۰را عصبی میشی
×ول کن برو لباساتو عوض کن میریم یه جا
دیدگاه ها (۶)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

سناریو بونتن پارت۸

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط