پارت بیست و چهارم

سوکوکو
"زندگی دوباره"
Part: 24.
_راستی نگفتی...میخوای دقیقا چیکار کنی؟
لحظه ای مکث کردم و تو فکر فرو رفتم.
از اونجایی که خبر داشتم کجاس میتونستم تو تله بندازمش ولی نمیتونستم دست کم بگیرمش.
_دازای؟...میشنوی اصن؟
یهو با صداش به خودم اومدم...
-اوه ببخشید! حواسم نبود...
پوفی کشید و کلاهشو از رو سرش برداشت: پدرت واقعا آدم عجیبیه...
آروم صندلی رو عقب کشیدم و بلند شدم. دستامو به پشت قفل کردم و شروع کردم به راه رفتن و‌ توضیح دادن: اسکلت یه منطقه متروکه نزدیک یوکوهاماس...سالهاست از تعطیلی و متروکه شدن اون محوطه میگذره. پس معمولا کسی نزدیک اونجا نمیشه. حتی خود دولت اعلام کرده که اون منطقه دست نخوردس و به دلیل یه سری خرابی خطرناک و کمبود بودجه صاحبش دیگه فعالیت نداره. پس بدرد مخفی شدن میخوره...میخوام برم سراغش.
_دازای مطمئنی؟ خطرناکه.
-برام مهم نیست...باید یجوری از شرش خلاص شم.
_تنها؟
چشمامو بستم و با ناامیدی اهی کشیدم: آره...تنها...
_ولی ناکاهارا سان؟...
-اون نمیاد. نباید هم بیاد. تو هم بهش چیزی نمیگی.
_اگر بفهمه عصبی میشه دازای.
کلافه شدم و با نگاهی سرد زمزمه کردم: چی گفتم بهت؟
_خیلی خب...باشه.
وقتی حرفش تموم شد از سالن خارج شدم و توی راهرو ها راه افتادم. همینطور تو فکر بودم که یک دفعه یکی از پشت بازومو گرفت.
+با خودت چه فکری کردی؟...
چویا بود...
سرمو چرخوندم و لبخند مصنوعی زدم: منظورت چیه؟ من-
یهو یه مشت کوبید تو صورتم...کمی تلو تلو خوردم و دستمو روی صورتم گذاشتم...خون از گوشه لبم بیرون زده بود. با صدای آروم زمزمه کردم: این برای چیه؟...
با چشمای پر از اشک فریاد زد: انقد احمق نباش!
فکش رو بهم فشرد و کلاهشو کمی جلو کشید: اگر دوباره بخاطر من آسیب ببینی...نه خودم نه تو...هیچکدومون رو نمیبخشم...
اینو گفت و رفت...
دیدگاه ها (۱۳)

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

پارت ۲۳

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

کپشنننن برای گلیااا😌💅🏻عروسک من😈🔞پارت شصت و هفتیهو به عقب کشی...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

پارت بیست و پنجم《Custom kiss》 +هم...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط