^ do you remember me? ^
وارد سالن شدم
استرس داشتم
دستام میلرزید
وسایل میکاپم همراهم نبود و این استرسمو بیشتر کرده بود
به معنای کامل از هیچی خبر نداشتم و فقط باید در لحظه بهترین تصمیم رو میگرفتم
مدیر برنامه پسرا یهو جلوم ظاهر شد
پاک هه سو ؟ خودتی ؟
از ترس دستمو رو قلبم گذاشتم
ب....بله خودم هستم
تاسفبار نگاهم کرد
نچ نچ نچ ...نگاش کن رنگش پریده
ببین ۱ ساعت دیگه فن ساین شروع میشه و الان پسرا تو اتاق ۳ دارن اماده میشن و فقط کار میکاپ و استایل مو میمونه که کارتوعه .....پس استرس نگیر
پشت سرمو نگاه کرد و یهو صداش رفت بالا که کل بدنم لرزید
هیییی تووووو یه بطری آب بیار برای خانم هه سو
دستشو گذاشت رو شونم نگران نباش یه چند نفرم میفرستم که کنارت باشن
#ویسگون
#بی_تی_اس
#ارمی
استرس داشتم
دستام میلرزید
وسایل میکاپم همراهم نبود و این استرسمو بیشتر کرده بود
به معنای کامل از هیچی خبر نداشتم و فقط باید در لحظه بهترین تصمیم رو میگرفتم
مدیر برنامه پسرا یهو جلوم ظاهر شد
پاک هه سو ؟ خودتی ؟
از ترس دستمو رو قلبم گذاشتم
ب....بله خودم هستم
تاسفبار نگاهم کرد
نچ نچ نچ ...نگاش کن رنگش پریده
ببین ۱ ساعت دیگه فن ساین شروع میشه و الان پسرا تو اتاق ۳ دارن اماده میشن و فقط کار میکاپ و استایل مو میمونه که کارتوعه .....پس استرس نگیر
پشت سرمو نگاه کرد و یهو صداش رفت بالا که کل بدنم لرزید
هیییی تووووو یه بطری آب بیار برای خانم هه سو
دستشو گذاشت رو شونم نگران نباش یه چند نفرم میفرستم که کنارت باشن
#ویسگون
#بی_تی_اس
#ارمی
- ۹۲۶
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط