{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی هم هست که اینقدر فکر کردی، اینقدر تو فکرت جنگید

یه وقتایی هم هست که اینقدر فکر کردی، اینقدر تو فکرت جنگیدی،اینقدر رفتی و برگشتی،اینقدر دو دوتا چهارتا کردی، اینقدر حدس زدی، پیش‌بینی کردی،اینقدر کم آوردی و اینقدر تو فکرت مُردی و زنده شدی...که اخرش گفتی ولش کن،بالاخره یه چیزی میشه دیگه،یا میشه یا نمیشه، یا میاد یا نمیاد،یا خوب میشه یا بد...
این همه فکر نداره، این همه حال خراب کردن نداره، اینهمه بدقلقی و ناراحتی نداره
از یه جایی به بعد هممون یهو میزنیم زیر همه چیز میگیم ولش کن دیگه خسته شدم یا میشه یا نمیشه،
بعضی وقتام باید رهاش کرد،این فکر لعنتیو میگم، به حال خودش رها کرد، مهم نباشه،چی میشه! بلاخره یا میشه یا نمیشه...
دیدگاه ها (۱۳)

آدم خیلی خسته میشه، کم میاره، یه وقتایی دیگه واقعاً کشش ندار...

نوشتنتا حالا فکر کردی یه تکه کاغذ کادو که معمولاً آخرش راهی ...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

سناریو بونتن پارت۸

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𓍯 ‌ ‌La Chapelle weibo ❕«فقط سه روز ...

چک کنید!

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط