part 36

part 36


سلام سلام چطورید ببخشید که دیر دیر میزارم اخه احساس میکنم اصلا خوب نمینویسم حالا بگذریم بریم برای پارت جدید


*ویو تهیوتگ *
اولش که اون پسره که اسمش کای هست اومد ات رو بغل کرد عصبانی شدم چون فکر کردم دوست پسر داره و به من نمیگه ولی بعدش که گفت داداشمه خیالم راحت شد
*ویو ات*
به جین هیونگ گفتیم که از بیرون شام بگیریم قبول کرد که یه پیک اشنا اومد و غذا رو داد قیافش برای من خیلی اشنا بود که بعد از پرسیدن سوالا فهمیدم که بله داداشم هست بعد صورت تهیونگ رو دیدم فهمیدم عصبانی شده پس گفتم داداشم هست که عصبانیتش خوابید
کای=خب ابجی گلم بین این همه پسر چی کار میکنه
+تو هم که بد تر از مامان و بابا فقط پسرا رو میبینی نگاه کن 6 تا دختر دیگه هم هستن
کای=اوهوم
کای=امیدوارم ابجی قشنگ من با هیچ کدومشون هم نباشه
+از سوال های بیخودت بدم میاد معلومه که نه
+ببین این با اونه اون با اینه و اینیکی هم با اونیکی هستش در کل گفت که کی با کیه
کای با اعضا و دخترا اشنا شد و کای گفت=
تو خیلی باحالی تهیونگ
کل اعضا به کای نگاه کردن
+منظوره داداشم از باحال بودن اینه که انرژی خیلی خوبی داری

بای بای 😘 سعی میکنم پارت بعدی رو آپلود کنم
6 لایک
کامنت برای نظر یادت نره
3 بازنشر
دیدگاه ها (۱۴)

به زیباییه مشکی

پنهان عشق

#سناریو #چانگبین ،وقتی میخوای بشینی رو پاهاش و یهو اشتباه می...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

#میکاپ_آرتیست_من

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

پارت۱

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط