{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشت

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشت
عقده وصلت واندیشه رخسار تو داشت

تا کسی سر نرسد یا که نگاهت نکند
دست بیگانه بدان نقش ونگارت نرسد

مثل پروانه به دورت همه شب چرخیدم
همچو شمع آب شدم نام تو را پرسیدم

دست در جذبه گیسوی تو کردم ای دوست
عشقت ای دوست برایم زهمه چیز نکوست
دیدگاه ها (۰)

professor Riddle p53

ماه رخت چو دیدم ، دیوانه ی تو گشتمبر شمع گرم عشقت ، پروانه ی...

#elham31در من این اندازه از ویرانه میخواهی چه کارسینه ام شد ...

الهی !چه خواهد شد بعد از مرگم ،نمی دانم،شاید تو باشی و یا آت...

عشق آ ت ش ی ن

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

ای تار من ،هم پود من،از دل سلامت میکنم ساکت و خاموشم و از دو...

اشک واپسینبه کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم  به دل امیر ...

سالها بود که دوستش داشتم وقتی میدیدمش چشمانم برق میزد و دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط