سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشت

سالها پیش دلم عقده دیدار تو داشت
عقده وصلت واندیشه رخسار تو داشت

تا کسی سر نرسد یا که نگاهت نکند
دست بیگانه بدان نقش ونگارت نرسد

مثل پروانه به دورت همه شب چرخیدم
همچو شمع آب شدم نام تو را پرسیدم

دست در جذبه گیسوی تو کردم ای دوست
عشقت ای دوست برایم زهمه چیز نکوست
دیدگاه ها (۰)

خوش بحال آنکه در چشمان مستت خانه کرددر نگاهت خفت و عادت بر م...

ماه رخت چو دیدم ، دیوانه ی تو گشتمبر شمع گرم عشقت ، پروانه ی...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو...

#نیت_کنید #تفألی داشته باشید به #دیوان_حافظفال حافظ جان👇 در ...

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیممستیم اگر ساکن میخانه نباشی...

#elham31در من این اندازه از ویرانه میخواهی چه کارسینه ام شد ...

ای عشق! تو که قصّه و افسانه نبودیدر چشم من این گونه غریبانه ...

.یا رب...بیست / آتش وصلتا قیامت بنویسم اگر از پروانهندهم جز ...

اهل گردم ، دل دیوانه اگر بگذارد ؟     نخورم می ، غم جانانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط