در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام

در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام
با همه نا مهربانان مهربانی کرده ام
همدلی هم اشیانی
هم زبانی کرده ام
بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سر انجامی که بخشاید نویدم نیست نیست
هدیه از عیاران جز
موی سپردم نیست نیست
پشت سر پلها شکسته پیش رو نقش سرابی
هوشیار افتاده مستی در خرابات خرابی
مهر بانی کیمیا شد
مردمی زیست مرده
سر فرازی را چه داند
سر به زیری سر سپرده
میروم دل مرده گیها را ز سر بیرون کنم
گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم
بر کلام ناهماهنگ جدایی خط کشم
در سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم
دیدگاه ها (۱۵)

در دو روز عمر کوته سخت جانی کردمبا همه نا مهربانان مهربانی ک...

در دو روز عمر کوته سخت جانی کردمباهمه نامهربانان مهربانی کرد...

می روم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم گر فلک با من نسازد،چرخ ...

دردو روز عمر کوته سخت جانی کرده امبا همه نامهربانان مهربانی ...

دو روزه عمر کوتهسلطان بی همتا #داریوش #اقبالی ...

سرود آفرینش :به دنبال کدامین قصه و افسانه می‌گردیدر این بیغو...

سرود آفرینش :به دنبال کدامین قصه و افسانه می‌گردیدر این بیغو...

در دو روز عمر کوته سخت جانی کردمبا همه نامهربانان مهربانی کر...

من مطمئنم حال «تورج نگهبان» وقتی این ترانه را سروده است، یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط