آبنبات تلخ
Part : 225
۱ : جیغغغغغ
۷ : رئیس یعنی تو دوست پسر سوبینییی
سوبین : چ..چیزه
الکس : عاره
سوبین : هعیی
۷ : این عالیهههه سوبینی قدرشو بدون
سوبین : وای ممنون
(خلاصه همه اونجا به جززز الکس مشروب میخورنو مست میشن و یه عالمه کار میکنن خلاصه آبرو خودشونو پیش الکس میبرن کلی کصخل بازی در میارن حتی سوبین بعدشم الکس همشونو میبره هتل تا اونجا بمونن سوبینم با خودش میبره خونه)
ته : کجا رفتین
الکس : خیر سرم رفتیم شام از خودشون در اومدن
لارا : سوبین مسته(خنده)؟
الکس ؛ لطفا ببرینش
هانی : بدش من آخ دختره کله پوک
کوک : خب چیشد
الکس : بیایید بابا از همهشون فیلم گرفتممم
ته : عجبببب
(اون شب بچه ها کلی خندیدن و آخرشم هرکدوم رفتن خوابیدن)
ویو فردا صبح
سوبین ؛ چشامو باز کردم سرم بع طور فجیهی درد میکرد هیچی از دیشب یادم نمیومد فقط تا جایی که با بچه ها نوشیدنی خوردیم یادم بود رفتم صورتمو شستم همین که آب سرد به صورتم خورد تازه آمپرم زد بالا و بله همچی یادم اومد رقصام آهنگام وای خدای من چیکار کردممممم آروم آماده شدم و آروم آروم از پله ها رفتم پایین
الکس : صبحت بخیر
ته : خوب خوابیدی(خنده)
کوک : معلومه خب دیشب خیلی خسته شده کلی خونده و رقصیده(خنده )
سوبین : خفه شیننننن
الکس : فعک نمیکردم وقتی مست شی انقدر بانمک بشیا
سوبین : ببین الکس پارت میکنممم
الکس : عووووو یواش ازت آتو دارمااا
سوبین : واییییی بسه بریم
الکس : حله بریم
ویو الکس
الکس: رفتیم شرکت بخش خودمون همین که وارد شدم همه قایم شدن یکی زیر میز توی کابینت زیر مبل زیر پتو اصلا واقعا دیدمشون خندم گرفت بزور جلو خودمو نگه داشتم آخرم نتونستم آروم خندیدم
الکس : و..وای...ش..ما..عالین(با خنده )
سوبین : خفهشو
الکس : بیخیال همتون بیایین بیرون
۵ : ر..رئیس
الکس : واییی نیازی به خجالت نی
۲ : کارامون دیوونه بار بود رئیس
۱ : جیغغغغغ
۷ : رئیس یعنی تو دوست پسر سوبینییی
سوبین : چ..چیزه
الکس : عاره
سوبین : هعیی
۷ : این عالیهههه سوبینی قدرشو بدون
سوبین : وای ممنون
(خلاصه همه اونجا به جززز الکس مشروب میخورنو مست میشن و یه عالمه کار میکنن خلاصه آبرو خودشونو پیش الکس میبرن کلی کصخل بازی در میارن حتی سوبین بعدشم الکس همشونو میبره هتل تا اونجا بمونن سوبینم با خودش میبره خونه)
ته : کجا رفتین
الکس : خیر سرم رفتیم شام از خودشون در اومدن
لارا : سوبین مسته(خنده)؟
الکس ؛ لطفا ببرینش
هانی : بدش من آخ دختره کله پوک
کوک : خب چیشد
الکس : بیایید بابا از همهشون فیلم گرفتممم
ته : عجبببب
(اون شب بچه ها کلی خندیدن و آخرشم هرکدوم رفتن خوابیدن)
ویو فردا صبح
سوبین ؛ چشامو باز کردم سرم بع طور فجیهی درد میکرد هیچی از دیشب یادم نمیومد فقط تا جایی که با بچه ها نوشیدنی خوردیم یادم بود رفتم صورتمو شستم همین که آب سرد به صورتم خورد تازه آمپرم زد بالا و بله همچی یادم اومد رقصام آهنگام وای خدای من چیکار کردممممم آروم آماده شدم و آروم آروم از پله ها رفتم پایین
الکس : صبحت بخیر
ته : خوب خوابیدی(خنده)
کوک : معلومه خب دیشب خیلی خسته شده کلی خونده و رقصیده(خنده )
سوبین : خفه شیننننن
الکس : فعک نمیکردم وقتی مست شی انقدر بانمک بشیا
سوبین : ببین الکس پارت میکنممم
الکس : عووووو یواش ازت آتو دارمااا
سوبین : واییییی بسه بریم
الکس : حله بریم
ویو الکس
الکس: رفتیم شرکت بخش خودمون همین که وارد شدم همه قایم شدن یکی زیر میز توی کابینت زیر مبل زیر پتو اصلا واقعا دیدمشون خندم گرفت بزور جلو خودمو نگه داشتم آخرم نتونستم آروم خندیدم
الکس : و..وای...ش..ما..عالین(با خنده )
سوبین : خفهشو
الکس : بیخیال همتون بیایین بیرون
۵ : ر..رئیس
الکس : واییی نیازی به خجالت نی
۲ : کارامون دیوونه بار بود رئیس
- ۲.۵k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط