عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۱۶

عمارت اون مافیای ترسناک پارت ۱۶


* یول ساکت شد

که یهو جیمین و جی هوپ زدن زیر گریه

ات با گریه: شما چتون شد؟😭🤧

جیمین : آخه آنقدر بدبختی 😭

جی هوپ: الاهی بمیرم واستون😭

کوک: دارین اشک منن در میارینااا🤧😭

* خلاصه همه زدن زیر گریه ، همه به جز تهیونگ اون فقط عصبانی بود خودشم نمی‌دونست چرا ، اون شب همه مست مست کرده بودن و همون جا عده ای رو زمین عده ای رو مبل خواب بودن

[صبح عمارت سیاه ، ساعت ۱۰]

تهیونگ: آخ سرم ، وایسا این پاهای کیه رو من؟جیمین؟
جمع کن تنه لش تو بچه آخ

جیمین: بی‌تربیت، وایسا رو منم یکی خوابیده این سر کیه؟
ات؟
بلند شو از روم

ات: خدایا نمیزارن آدم بخوابه اَه

جی هوپ : بلند بشین بریم صبحانه بخوریم

* همه بلند شدن و رفتن صبحانه بخورن

ات: فقط منم ديشب آخراش رو یادم نیست

جیمین: راست میگه ات بعد از الکل خوردن منم یادم نیست

جین: منم

نامی: منم

ته و کوک: ما هم

بقیه هم تایید کردن

یهو ات سرش درد گرفت و دیشب رو یادش اومد و با تعجب به ته نگاه کرد
ته هم مثل اینکه یادش اومده چون اونم با تعجب به ات نگاه کرد

جیمین: چیه چرا دارین بت تعجب به هم نگاه میکنین ؟ نه ای وای

[فلش بک به دیشب وقتی همه مست بودن]

ات: میدونین من خیلی پشیمونم که هیون شیک رو ول کردم ( مست و گریه)😭

ته: گریه نکن منم گریه میکنما( مست و بغض)🥺

[[ ات در حال گریه ]]

ته: خودت خواستی منم گریه میکنم😭

[[ یهو جین هم زد زیر گریه]]

ات: تو چرا گریه میکنی جین؟

جین: شما به هندسام بودن من ایمان نیاوردین😭

ته: چرا ایمان اوردیم🥺😭

نامی: گریه نکن جیننننننن😭

شوگا: خدایا چرا ساکت نمیشین میخوام بخوابم🥺 اصلا منم گریه میکنم😭

همه با هم زدن زیر گریه

[ یک ساعت و نیم بعد عمارت سیاه]

* گریه ی همه دیگه بند اومده بود.

جی هوپ : لتس گو دنس.

* و صدای اهنگ رو زیاد کرد.
همه بلند شدن و شروع به رقصیدن کردن.
بعد از یک ربع اهنگ رقص های دو نفره و رمانتیک پلی شد ک همه دو نفر دو نفر شروع به رقصیدن کردن.

نامی و جین باهم.
جیمین و شوگا هم باهم.
کوک و جی هوپ هم با هم .
ته و یول هم داشتن سر اینکه کی با ات برقصه دعوا میکردن اخرش ته کوتاه نیومد و اون برنده شد و رقص عاشقانه ای رو با ات شروع کرد یول هم بدبخت با یکی از خدمتکارا رقصید .
همه داشتن مسخره بازی درمیاوردن ولی ته نه اون واقعا غرق چشمای ات بود ، ات هم همین طور.

ته: تو واقعا دختر هرزه ای هستی؟( مست)

ات: نه من فقط عاشق یه نفر بودم و هستم(مست)

ته: چرا اون بین این همه ادم؟(مست)

ات: دل دیگه نمی دونی کی و کجا و حتی چرا باخته اما باخته دیگه منم خودمو ، قلبمو باختم.(مست)

ته سکوت کرد
و فقط تو چشمای هم خیره بودن

خلاصه اون شب هم تموم شد و همه خوابیدن ساعت دو و نیم.

(پرش به زمان حال)

ته:...........

شرط نداریم خوشگلا ولی لطفا کامنت و لایک انجام شه💗
دیدگاه ها (۶)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

مربی موتور سوار

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۱ | آت... نظرت چی...

پارت 78ات با ناباوری به عکس خیره شده بود.ـ این امکان نداره.....

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

Last leaves/رمان جیمین

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط