{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست»

«هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست»
برایم در این زندگی
من در تنهایی به او فکر می کنم و او در بیکاری
من قلب او را میخواهم و او ...
این تفاوت هاست که آدمی را در تنهایی خود حفظ میکند
برای کسانی همچون من عشق تجربه ی مردن است
من مثل هروزم هستم اما دیگر نه قلبی برایم هست نه عقلی
ای کاش عقل آدمی میتوانست مغزش را مجاب به کاری کند
کاش قلبم تسلیم مغزم میشد
کاش من باز هم میتوانستم نفس بکشم
من مرده ام حالا
اما جسدم راه میرود
حرف میزند
من خودم باعث شکستن خودم شدم
کاش به آرامش خاک برسم
(دعا کنید به آرامش خاک برسم)
دیدگاه ها (۸)

ایوان نجف عجب صفایی دارد یا مولا دلم تـنگ اومده،دلـم که میـگ...

من از دیرباز با اندیشه مرگ خو گرفته‌ام... مرگ بخشی از زندگی ...

بی معرفت دلم رو کنده از خودش   *   وقتی که رفت ندید تنم سرد ...

(Part18)15 سال دروغ.. فصل دوم.. صدای آر...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل نهمصدایش را شنیدم. درست مانند وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط