#part7

خیلی عادی جلو رفتم و روبروش نشستم
-چرا:/
-متوجه نمیشم آقای شریفی
-ببین ما قرار شد باهم راحت باشیم درسته؟
-قرار بود ولی شما خیلی زیاده روی کردید و یجورایی ب من دستور دادید
منکه قسطم این نبود حتما اشتباه برداشت کرده
-ببین تو اشتباه برداشت کردی من منظورم این بود ک س/ی/گ/ا/ر بهت عاثیب میزنع
حرفی نزد ک ادامه دادم
-حداقل ب عنوان همبازی بچگیت ب حرفم گوش بدع
-کلا ما ۳ یا ۴ بار ک بیشتر باهم بازی نکردیم ک خودتو جا
پریدم وسطه حرفش
-درستع ولی مهم اینه ک ما همو میشناختیم حتا توی همون ۴ یا پنج باری ک همو دیدیم عرفان عاشق مهسا خانم شده بود درسته از قبل میشناختتشون
ولی تو همون چند بار واقعی دوسش داشته بود و اینو فهمیده بود
حالا میشع نکشی اگ بکشی منم ب عرفان میگم چون میدونم اون اگ بدونه از دستت خیلی عصبی میشه و مجبورت میکنه هر طور شده ترک کنی
لبخند تلخی زد و گف
-تو میتونی کمکم کنی ک ترک کنم چون من میدونم ب هیچ وجه نمیتونم اینکارو بکنم
زود گفتم
-آرع چرا ک نه
مکث کردو گف
-اصن مگه تو خودت نمیکشی چرا خودت ترک نمیکنی
میدونم چیزی ک میخواستم بگم خیلی سخت بود برام ولی قبول کردم ب خاطر اون حسع اون جرقه ای ک تو دلم از دیروز زده شده بود نمیدونم اسمشو باید بزارم عشق یا ن
-باشع با هم ترک میکنیم
-جدی میگی؟
-کاملا
ک با اومدن عرفان حرفمون نصفه موند هم کلام شدن باهاش لذت خواصی برام داشت

عسل:《
از اینکه فهمیدم قضاوتش کردم بدم اومد
اونقدارم ک باهاش حال نکرده بودم بچه بدی نبود
ینی پسر خیلی مودبی بود
از اینکه فهمیدم ب فکرمه انگار خربارها قند تو دلم آب کردن
نمیدونم چرا ولی حس کردم عاشقش شدم
ای بابا اصن اینا چیه دارم میگم

دانای کل:♧
آیدین عاشق شده بود عاشقه عسل عسلی ک
نمیتونست از ترس خانواده اش خوده اصلیش باشد
و مجبور بود خیلی خانم و با وقار باشد
اصل دختر مودبی بود حتی وقتی خیلی راحت تر و خودمونی تر بود ولی اون تیپی ک بود تیپ خودش نبود اخلاق و رفتارش خودش نبود درست مثل عرفان)!
دیدگاه ها (۰)

سلاممخوب اومدم واستون زر بزنم👍اگه اون پست پین شده رو ک مثل ا...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

خیابون یا عزاداری؟؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا ش...

خیابون یا عزاداری؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا شد...

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

چندپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط