{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

summer vactionقسمت 3

summer vactionقسمت 3
دیدم همون پسره بغل دستیم بود.یه لبخند زد ولی من عکس العملی نشون ندادم. نزدیک تر اومد و گف:تو چرا انقدر خشکی ¿(اقا چ پروعه )سلامم بلد نیستی
_سلام
_خب اسمت؟
_چرا من باید اسممو ب یه غریبه بگم?
_اخه من تو هتل هم اتاقیتم
_نه هم اتاقیه من تیلوره
_نه نیست
_اره هست
_میتونم ثابت کنم
_خب بکن
_میریم تو اتوفوس میفهمی
همون موقع صدایی اومد:مسافرای کالیفرنیا بیان سوار شن.
پسره ی لبخند زد و با هم رفتیم تو اتوبوس. از کولش کارت هتلشو در اورد و از منم خواست همین کارو بکنم. وقتی ب شماره ی. اتاقامون نگاه کرد و نشونم داد بد جور ضایع شدم. یه لبخند موزیانه زد و گفت: اسم من جاستینه.جاستین بیبر و بعد دستشو دراز کرد. من دست ب سینه نشستمو روبرومو نگاه کردم و گفتم: منم سلنا گومزم
_خودم میدونستم
_ازکجا؟
_ب تو چ
_خب اسمه منه
_من فهمیدمش...ب تو چ
_من ترجیح میدادم کف اتوبوس بشینم تا کنارتو....
_الانم کسی جلوتو نگرفته
_چی میگی
_برو بشین
_خیلی بی ادبی
_تو خیلی با تربیتی؟
_بله
_(در حالی ک ادامو در اورد )بلههه
_بی شعور
_هه دیدی گفتم بی تربیتی....
رونو انور کردم و شروع کردم با لیام اس ام اس بازی کردن.
............................
دیدگاه ها (۶)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 53 " " ویو پارک جیمین ...

black swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 3ویو هویج: سلیقه‌ات برای انتخاب غذا...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

فصل اول_آغاز سرنوشت

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط