{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت 24ماه نو

قسمت 24ماه نو

..............سهون.....................

 

لوهان یه دفه بالا اورد .. خیداااا دیدی چی شد زنم از دست رفت ..

حامله اش کردم رفت عرررر .. جوووون بچمون شکل لولو شه چه جیگری میشه ..

الان ولی وقت این حرفا نیست با هول رفتم سمتش بهم نگاه نمیکرد و زل زده بود توی آب چشمه ..

آروم گفتم "لوهانا حالت خوبه؟"

لوهان به درخت تکیه زد چشماشو بست و زمزمه کرد "از من دور شو سهون من خطرناکم"

اوه اوه لوهان خطر .. وووییی یعنی چی خطر ناکه ؟؟

کشیدمش توی بغلم که ناله کرد "تمام بدنم داره میسوزه درد دارم .. برو سهون نمیخوام صدمه ببینی "

وحشت زده گفتم "لوهان من صدمه نمیبینم تو به من صدمه نمیزنی مگه نه ؟ ما عاشق همیم چرا یهو اینجوری شدی ؟"

لوهان منو هل داد عقب و سرشو آورد بالا با دیدنه چشماش وحشت زده رفتم عقب "تو .. تو لوهانی؟"

چشمای لو سبز روشن روشن بود .. چطور ممکنه ؟؟ زد زیر گریه و گفت "خیلی وحشتناک شدم ؟"

با این که رنگ چشماش سبز شده بود ولی اصلا وحشتناک نبود یکم به چهره ی وحشت زده اش نگاه کردم که گفت "سهونا برو .. برو من نمیدونم وقتی ماه کامل وسط آسمون قرار بگیره من چی میشم .. برو سهون "

نمیتونستم ولش کنم .. بهش چند قدم نزدیک شدم که داد زد "نیاااا جلووووو لعنتییییی "

ناخون دستاش بلند بلند شده بود و دندوناش داشت تیز میشد .. واقعا ترسیده بودم .. وویی لولو لولو شده الان منو میخوره ؟

یعنی من واقعا عاشق این هیولا شده بودم ؟؟

عقب عقب رفتم و خوردم به درختی که پشتم بود ..

لوهان زانو زد روی زمین و از درد فریاد کشید .. نمیدونستم چه اتفاقی داره میوفته .. خدایا من لولوی خوددمو میخوام نه این لولو رو ..

چرا یهو اینطوری شد ؟

آخرین حرفی که زد این بود "برو من فقط میخوام ازت محافظت کنم .. برو سهون عشقم .. من نمیخوام صدمه ببینی .. س..س ..سهون ..عاش..عاشقتم .."

مردم فکر میکردن من شیطانم در حالی که لوهان از شیطان هم ترسناک تر شده بود ..

کل تنشو موهای طلایی رنگی پوشوند .. یه نگاه به اسمون کردم .. ماه کامل تو آسمون میدرخشید ..

نمیدونستم چیکار کنم هم از این چیزی که جلوم بود میترسیدم هم .. هم نمیدونستم چی شده .. با دیدنه لوهان توی اون وضعیت انگار یه خنجر فرو کرده بودن توی قلبم .. اون یه یه گرگینه بود ..

اشک تو چشمام جمع شد "لوهان .. لوهان این منم سهون منو میشناسی؟"

لوهان خرناسه ایی کرد و چند قدم بهم نزدیک شد مراحل تبدیلش کامل شده بود.. "آهوییه من چرا تو گرگ شدی؟ لولو میخوای منو بخوری؟"

لوهان دندوناشو بهم کشید .. انگار دیگه هیچی نمیفهمید ..

خودشو پرت کرد روی من و نعره ی بلندی کشید که به خودم لرزیدم .. زدم زیر گریه "لوهانا .. لوهانی عشقم این منم سهون .. سهونی که گفتی دوستش داری ..منو میشناسی؟"

لوهان با تعجب بهم نگاه کرد انگار منو نمیشناخت .. چشمای سبزش برقی زد اما بعد دندونشو کشید روی پوست صورتم که خون از صورتم زد بیرون ..

با دیدنه خون زبونشو بیرون آورد و روع کرد لیس زدنه خونه روی صورتم ..

خدایا عشقم داره منو میکشه ؟؟ اون میخواد منو بکشه ؟؟

داد زدم "لعنتیییییییی من عاشقت بودم "

با این دادم چشمای لوهان غمگین شد و انگار داشت گریه میکرد ..

یهو اروم شد .. از روم کنار رفت اما ...

 

.........................بکهیون......................

 

دو دستی زدم تو سرم و زدم زیر گریه "یعنی چی پیداشون نمیکنی عمو تام .. اونا تو همین جنگلن "

تام با تاسف گفت "نمیتونم پیداشون کنم .. از همه ی قدرتم استفاده کردم اما حاله ی محافظی که دور سهونه نمیذاره هیچ جادوگری پیداشون کنه .. میترسم مردم بلاکلاس این حاله رو ببینن و اونا تو دردسر بیوفتن .."

با استرس به ماه نگاه کردم که کامل شده بود "الان لوهان تبدیل شده مطمئنم .. عمو .. عمو اگه بلایی سر سهون بیاره نمیتونه خودشو ببخشه .. "

عمو تام خواست چیزی بگه که صدای بلند زوزه به گوش رسید .. با وحشت چسبیدم به عمو تام  "این .. این لوهانه؟"

عمو تام "نه این تائوست"

به سختی نفسمو بیرون دادم و گفتم "تائو میتونه پیداشون کنه ؟"

عمو تام " نمیدونم شاید بتونه با حس بویایی پیداشون .. کنه ولی کریس هم هنوز از پیش کاترین برنگشته من .. من خیلی نگرانم .. "

.....................سهون.......................

 

من عاشق این موجود وحشتناک شده ام ؟.. این موجود نمیتونه لوهانه من باشه ..

لوهان پسر خوشگل و مهربونیه که قلبشو بهم داد چطور ممکنه ؟

لوهان راهشو گرفت و رفت سمته جنگل .. نه نمیتونستم بزارم اینجوری بره دویدم دنبالش " لوهاااااااااااان "

لوهان برگشت و نعره ی زوزه مانندی زد ..

انگار دوباره منو فراموش کرده بود .. حمله کرد سمتم که با یه صدای تیکی روی زمین افتاد و بی هوش شد .. تعجب کردم ..

چند نفر دور تا دور منو گرگی که لوهان بود رو مح
دیدگاه ها (۲۲)

بچهها قسمت اول کابوس شیرین آپ شد ممنون میشم سر بزنیدhttp://k...

قسمت دوم فیک کابوس شیرین رو آپ کردم هرکی دوس داره ازاین به ب...

جیگرشوورمو مووون ماه نو رو شب میذارم#کره

دابل اس^؛^#کره

نماد مرگ پارت اول

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

کپشن مهمه

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

پارت ۵۲: قفسی که اسمش «عشق» بودلئو که از ترس داشت پس می‌افتا...

پارت دوم نماد مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط