{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یخی که عاشق شد

یخی که عاشق شد


زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛.
تکه یخ کنار سنگ بزرگ جای خوبی برای خواب داشت؛.
از میان شاخه های درخت نوری را دید؛
با خوشحالی به خورشید نگاه کرد و با صدای بلند گفت:سلام خورشید..‏.من تا الأن دوستی نداشته ام با من دوست می شوی‏? خورشید گفت:‏"سلام‏'اما...‏"
یخ با نگرانی گفت:‏"اما چی‏?‏‏"‏
خورشید گفت: "تو نباید به من نگاه کنی‏‏‏;
باور کن من دوست خوبی برای تو نیستم-
اگر من باشم,تو نیستی‏!‏ می میری,می فهمی‏‏"‏
یخ گفت: ***چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی‏!‏
چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏

روزها یخ به آفتاب نگاه کرد و کوچک و کوچک تر شد؛
یک روز خورشید بیدار شد و تکه یخ را ندید؛
از جای یخ جوی کوچکی جاری شده بود-
چند روز بعد از همان جا گلی زیبا به شکل خورشید رویید-
هر جا که می رفت گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد..

*گل آفتابگردان هنوز عاشق خورشید است.


خلاصه ای از کتاب "یخی که عاشق خورشید شد‏"‏ اثر رضا موزونی.

شبتان پراز آرامش و عشق الهی..

«Rana»
دیدگاه ها (۷)

هر قدمی که دورتر میشوی انگاردنیا هم تنگتر میشود ! تا آنجا که...

ﻣﻦ ﭼﻔﯿﻪ ﺍﻡ ؛ ﭼﻔﯿﻪ ﺭﻫﺒﺮﯼ..ﻣﻦ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﻧﯿﺴﺘﻢ؛ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺷﺎﻧﻪ...

✔ در ذهن دختران نوجوان چه می گذرد؟شاید بیشترین جمله ای که از...

دقایقی تفکر، بهتر از هزار سال عبادتقرن ۱۳ طاعون شایع شد، کل...

یک بابونهٔ کوچک،با پرهای سفید و قلب زرد،روی مچ تو نشسته.نه ف...

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️‌نگاهت طلوعی است بدون نیاز به خورشی...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

نامه ای برای اونیکه دوستش دارم🌸🫂🧿🌐تو را دوست دارم‌بیش تر از ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️اِلین نگاهش را به او دوخت.«اینکه چه کسی در...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۰۷ | «یک سورپرایز کوچک...

🌹 رزهای خونینپارت اولصبح زود بود و یونا مثل همیشه توی گل‌فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط