{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part9

part9


در زدیم.

— بیایید داخل.

رفتیم توی دفتر. مدیر گفت:

— سلام دخترم، تعریف کن ببینم چی شد؟

مایا همه‌چیز رو برای مدیر تعریف کرد. بعد جای سیلی رو به مدیر نشون داد.

مدیر با عصبانیت به جک نگاه کرد:

— جک، خیلی گستاخی! یا همین الان از مایا و جیمین عذرخواهی می‌کنی، یا همین الان اخراجت می‌کنم!

جک با لجبازی گفت:

— من؟ از جیمین عذرخواهی کنم؟ عمراً! شاید از عشقم عذر خواهی کنم

جیمین که از عصبانیت کنترل خودش رو از دست داده بود، گفت:

— مایا عشق تو نیست!

همه ساکت شدن...

مایا با تعجب به جیمین نگاه کرد.

اما جیمین تازه فهمید چه حرفی زده...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

آخرین بحث پارت ۲۶

پارت ۳۲ مدیر آرام از پله‌ها بالا آمد.نور چراغ خیابان از پنجر...

پارت ۱۴ 🖤همه ساکت شده بودیم. جیمین با دقت به اطراف نگاه کرد....

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

📖 آکادمی آستریاپارت نهم | «رو مخ‌ترین مهمان آکادمی»صبح...آکا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔بعد از رفتن لیااتاق دوباره ساکت شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط