{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خود منی

پارت ۱۲


در زدن

الکی صدا گریه در آوردم

بعد دیگه کسی در نزد

واقعا ک تا این حد مهم بودم براشون باورم نمیشه

اهمیت ندادم ک بازم بیان

گوشیو برداشتم و رفتم یکم تیک تاک گردی کردم

یه تاپ کوتاه و شلوارک پوشیدم

و یه رقص باحال و چالش کروم و فیلم گرفتم میخواستم بفرستم واسه دوستم ملیا دستم خورد فرستادم برا نیک واییییی

سعی داشتم پاک منم ک سین زد

وایی من دیگه مردم

پایینش نوشتم :: ( آقای محترم میخواستم برا یکی دیگه بفرستم دستم خورد)

_ دارم میام خونه همون لباسا تنت باشه

واییی ن بدبخت شدمممممممممم

زود لباس هامو عوض کردم

نشستم پشت میز آرایشم و پاک کردممممم

ک یهو یه دل دردی آمد سراغمممم

شتتتتتتت

رفتم سرویس بلههههه

پریود شدم

ولی الان ک وقتش نیست و خیلی کم بود

یه نوار‌گذاشتم و امدم بیرون ک نیک و دیدم

+ ترسیدم

_ اون لباسا کوو بپوششش

+ پریودم

_ واییییییی الان باید میشدییی

+ بلهههههع

اههههه

نیک با کسلی رفت بیرون گوشیو برداشتم و زدم گوگل ببینم دلیل این لکه خون چیه ک

آورد مهم ترین دلیلش بارداریه یعنی میشهههههخخخخ

وایییییییی

نیک خیلی خوشحال میشه


زود به بادیگار گفتم بره بی‌بی چک بخره

آورد تست و انجام دادم داشتم از استرس میمردم


ک برگشتم رو روشویی دیدمممم
..


.


.


.اینو واسه اینکه تولد پرنسسههههه گذاشتممم تولدت مبارک خوشگلممhttps://wisgoon.com/dhklgc
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

کپشننننن😈💃🤣عروسک من😈🔞پارت هشتاد و نهنفس نفس میزد و لب برچید ...

چند پارتی (درخواستی)

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط