چندپارتی (تهیونگ)

ممنون(لبخند)
(رفتم‌ توی‌ اتاقم‌ دراز‌ کشید‌‌م و‌ صفحه چت‌ خودمو و‌ تهیونگو‌ داشتم‌ مرور میکردم‌
چت:
I سلام‌ تهیونگا‌❤️
I بیداری؟

_سلام‌ بیب
_آره..
_چیزی‌ شده‌ ماهکم‌ این‌ وقت‌ شب‌ بیداره ؟🌙✨

I ‌خب...راستش خوابم‌ نمیاد‌

_اومم...پاشو حاضر شو‌ تا ده دقیقه دیگه اونجام

I تهیونگ‌..درجریانی‌ الان‌ساعته‌دوشبه؟

_مهم‌ نیست‌‌..پاشو حاضر شو

I واقعا ‌باشه‌ الان‌ میام😁



صفحه ‌چت‌ بعدی:

_ات؟

I بله؟

_الان‌ کجایی؟

I امم..معلومه تو‌ خونه

_یعنی‌ الان‌ توی‌ کلاپ‌...نیستی؟

I نهههههه

_پشت‌ سرتو‌ نگاه کن

I غلط‌کردم



ات

داشتم‌ همینطوری با‌ لبخند‌ میخوندمشون‌
که. تهیونگ‌ به گوشیم‌ زنگ‌ زد‌

+ الو
_سلام‌ آتی
+ سلام
_خوبی؟
+ هوم‌‌..بدک‌‌ نیستم
_لطفا‌خوب‌ باش...
....+
_توی‌ فرودگاهم‌
+ باشه
_‌فرشته‌ کوچولو‌‌ زود‌ برمیگردم‌
...+
_ات‌ پر‌وازم‌ رسید‌ه‌ باید‌‌ برم‌ خدافظ
+ خدافظ
(قطع‌ کرد‌ هنوز روی‌‌ تختم‌ بودم..و‌دیگه خوابم‌ برد

فلش بک‌ یازده ماه‌ بعد

ات

توی‌ این‌ یازده ماه‌ هیچ‌ رابطه ‌ای با تهیونگ‌ نداشتم حتا‌ در‌ حد‌ یه‌ سلام‌
بعد‌ یه‌ هفته‌ که تهیونگ‌ رفت‌ شمارش رو‌ عوض‌ کرد‌ و‌ از‌ عموم‌ خواستم‌ بهم‌ بده ولی‌ گفت‌ که اونا‌هم‌ شمارش رو‌ ندارن‌
و‌ اون‌ بهشون زنگ‌ میزنه‌ و‌ اونجا‌‌ فهمیدم بیخیالم‌ شده‌...امروز‌ قرار بود‌ برگرده‌ و‌ توی‌ عمارت پدر‌ بزرگم‌ یه‌ جشن‌ تقریباً خودمونی‌ گرفتند‌‌ که ماهم‌‌ دعوت‌‌ بودیم‌
ساعت‌‌ هشت‌ بود‌ و‌ همه‌ی فامیل‌‌ توی‌ سالن‌ دور‌ هم‌ نشسته‌ بودیم‌ ولی‌ هنوز تهیونگ‌ نیومده بود‌ ‌
تصمیم‌ گرفتم‌ برم‌ توی‌ یکی‌ از‌ اتاق‌ها‌ تا‌ میکاپمو‌ تمدید کنم‌ بعد‌ از‌ نیم‌ ساعت‌‌ ‌اومدم‌ بیرون‌‌ سالن‌ شلوغ‌ شده‌ بود‌ و‌ این‌ نشانه‌ این‌ بود‌ که تهیونگ‌ رسیده‌ بود‌
داشتم با‌ چشم‌‌ دنبالش میگشتم‌ که کنار‌‌ یه‌ زن‌ که بهش میخورد آمریکایی‌ و‌ سی‌شالش‌ باشه‌ با‌ خنده صحبت میکرد‌..حتما‌ زنش‌ یا‌ دوست‌ دخترشه‌
تصمیم‌ گرفتم‌ ‌که‌ خودمو عادی‌ جلوه‌ برم‌ پس‌ رفتم‌ جلو‌ و‌ با‌ خانومه دست‌ دادم‌
+ سلام‌ از‌ دیدنتون‌ خوشحالم‌ من‌ دختر‌ عموی‌ تهیونگ‌ لطفاً از‌ خودتون‌ پذیرایی
کنید
زنه:سلام‌ همچنین ممنون
_....
+ سلام تهیونگ‌ از‌ برگشتند خوشحالم‌ لطفاً به‌ خوبی‌ از‌ پارتنرت‌ پذیرایی
(اینو‌ گفتم‌‌ و‌ میخواستم‌‌ برم‌ که انگشتای‌ تهیونگ‌ دور‌ مچ‌ دستم‌ حلقه‌ شد‌
_ات‌ وایسا..
لطفاً دستتو‌ بکش(توجه داشته باشید مکالمشون‌ کره‌ای هست و‌ خانومیه‌
نمیفهمه)
(تهیونگ‌ دستمو‌ کشید‌ و‌ برد‌ حیاط پشتی
+ ولم‌ کن
_زود‌ باش‌ توضیح بده چرا‌‌ چرا‌‌ اونکارو‌ باهام‌ کردی
+ چ.چه‌کاری‌؟من‌ باید‌‌ ازت‌‌ توضیح بخوابم‌ نه‌تو
_چرا‌ رفتی‌ با‌ اون‌ عوضی‌‌..من‌..من‌ برات‌ جونمو‌ میدم(داد)
+ عوضی؟..داری‌ راجب‌ چی‌ حرف‌ میزنی
_خودتو‌ نزن‌ به اون‌ راه‌.مگه‌ نگفتی‌ منتظرم میمونی برگردم
+ تهیونگ‌ نمیدونم‌‌ راجب‌ چی‌ حرف‌ میزنی(داد)
_مگه‌ بعد‌ اینکه‌ رفتم‌ با‌ یه‌ پسر‌‌ دیگه‌نرفتی‌ توی‌ رابطه؟
+ نه‌‌..کی‌ همچنین حرفی‌ زده؟
_بابا‌م‌ توی‌ آمریکا بهم‌ گفت‌ و‌ شمارمو‌ عوض‌ کرد‌ تا‌ مطمئن باشه دیگه‌ مزاحمت‌ نمیشم
+ نه دروغه من‌ بعد‌ ازینکه‌ تو‌ رفتی‌‌ انقدر‌ حالم بد‌ بود‌ که‌ نمی‌تونستم‌ به هیچی دیگه‌ فکر‌ کنم‌‌..تو‌ رفتی‌‌ توی‌ رابطه؟
_معلومه‌نه
+ پس‌ اون‌ زنه‌ که اون‌ تو‌ بود‌‌ کیه؟
_اون‌ یکی‌ از‌ شریکای‌ شرکته
+ باشه
(به‌ هم‌ دیگه زل‌ زده بودیم‌ میتونستم‌ دلتنگی‌ رو‌ از‌ چشماش‌ بخونم‌ که پیش‌ قدم‌ شدم‌ و‌ پریدم‌ بغلش
+ تهیونگاا(گریه)
_پرنسسم‌ گریه نکن‌ قسم‌ میخورم‌‌ تا‌ آخر‌ عمرم‌ دیگه‌ تنهات‌ نزارم حتا‌ بعد‌ مرگمون
خیلی..خیلی‌ دلم‌ برات‌ تنگ‌ شده‌ بود (گریه)
(بعد‌ از‌ چند‌ مین‌‌ بغل‌ کردن‌ تهیونگ‌ دستمو‌ گرفت به‌‌ سمت‌ یه‌ ماشین‌ رفتیم
_بشین‌
+ جایی میریم؟
_آره
+ باشه
(نشستم‌ توی‌ ماشین‌ و‌ بعد‌ از‌ نیم‌ ساعت‌‌ توی‌ جاده‌ بودن فهمیدم داره به سمت‌ جنگل‌ حرکت‌ می‌کنه
+ میری‌ به همون‌ کلبه‌ی قدیمی؟
_آره‌ جایی که بهترین لحاظتمو‌ با‌تو‌ گذروندم‌
(اون‌ کلبه‌‌ در‌ واقع‌ شروع عشقمون‌ بود‌ یه‌ اعتراف از‌ طرف‌ تهیونگ‌....



.........................end


جوجه‌ها این‌ یکی‌‌هم‌ تموم‌ شد‌‌
جوجه‌ها لطفاً توی‌ ناشناس بحرفید🐣ببخشید‌ اگه‌ بد‌ شد لطفاً نظرات خودتونو‌ برام‌ بگید 💜
دیدگاه ها (۶)

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

dark life = 40

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

⇠ 🚨 خیلی مهم 🚨:یه تهدید مستقیم علیه امنیت تهیونگ توی تیک‌تاک...

پارت۵

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

اجبار به بد بختی پارت ۱۵

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط