سال ها بعد، دختری متولد میشود، دختری که نه از جنس خاک است
سال ها بعد، دختری متولد میشود، دختری که نه از جنس خاک است و نه از جنس گِل، بلکه از نفس خداونده !
دختری که با آوردن اسمش، وحشت را وارد قلب انسان ها می کند! آدرینا، الهه ی مرگ؛ الهه ی که مرگ و زندگانی
در دستان اوست! الهه ی که وارد عشقی ممنوع میشود و برای رسیدن به معشوقه اش پا بر روی تمام محدودیت ها
می گذارد...
داستان هر کسی به یک صورتی شروع می شه
داستان بعضی ها ؛ با ازدواجشون ، بچه دار شدنشون ، و ... شروع می شه !
و اما داستان من از زمانی آغاز شد ، که متولد شدم !
متولد شدن من ، با همه فرق داشت !
من با یه خالکوبی زیبا ؛ اما دردسر ساز، که خداوند به من هدیه داد،چشم به جهان باز کردم.
زمان کودکیم ، با فرار از دست کسانی، که می خواستن من رو بکشن ، تباه شد .
زمانی که باید ، مثل هم سن و ساالم بازی می کردم ، درس می خوندم ، از دست همه فرار می کردم ؛
یاد گرفتم از خودم دفاع کنم ، تا مثل خانوادم جونم رو از دست ندم !!
دختری که با آوردن اسمش، وحشت را وارد قلب انسان ها می کند! آدرینا، الهه ی مرگ؛ الهه ی که مرگ و زندگانی
در دستان اوست! الهه ی که وارد عشقی ممنوع میشود و برای رسیدن به معشوقه اش پا بر روی تمام محدودیت ها
می گذارد...
داستان هر کسی به یک صورتی شروع می شه
داستان بعضی ها ؛ با ازدواجشون ، بچه دار شدنشون ، و ... شروع می شه !
و اما داستان من از زمانی آغاز شد ، که متولد شدم !
متولد شدن من ، با همه فرق داشت !
من با یه خالکوبی زیبا ؛ اما دردسر ساز، که خداوند به من هدیه داد،چشم به جهان باز کردم.
زمان کودکیم ، با فرار از دست کسانی، که می خواستن من رو بکشن ، تباه شد .
زمانی که باید ، مثل هم سن و ساالم بازی می کردم ، درس می خوندم ، از دست همه فرار می کردم ؛
یاد گرفتم از خودم دفاع کنم ، تا مثل خانوادم جونم رو از دست ندم !!
- ۶.۴k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط