.

.
خدایا؛
گاهی مرا
در آغوش بگیر...
وقتی در محاصرهٔ مشکلاتم
و تنها پناهگاهم تویی.
وقتی تمام تلاشم را کرده‌ام،
خسته‌ام و دلم کمی سکوت می‌خواهد،
کمی آرامش، کمی تسکین.
بی خبر از راه برس و مرا بغل کن.
باور کن آدمِ جا زدن نیستم!
اما از یک جایی به بعد،
بگو که با هم درستش می‌کنیم.
از یک جایی به بعد،
خودت برایم معجزه کن!

#hastm
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

خاطراتِ معلق در نور

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

سناریو جونگکوک

پرنسس ناخواسته

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط