آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و ح
آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمایت کند...
در گوشم آرام زمزمه کردی:
مگر تو خدایی، الهام...
و من چقدر مفتخرم که تو همیشه من را با اسم کوچکم میخوانی...
الهام...
و در میانه ی اشک و لبخند میگویم:
نه... من تو نیستم...
و خیلی هنوز کوچکتر از فهم این هستم که خدا که هست... و خدا مهربانترین به آدمهاست...
پس چه نیازی به چتر پوشالی حمایت امثال من...
اما من غمگینم... و اینکه میدانم " غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست" غمگین ترم میکند...
غمگین ترم میکند این شرک خفی که آشکارتر است برایم از هر گناهی...
باز هم زمزمه می کنی:
مگر من مرده باشم و دنیا بدون خدا که تو غمگین باشی...
به من اعتماد کنی...
بیشتر از اسباب و عللی که خودم خالق آنهایم...
به خالق اعتماد کن نه مخلوق...
دلت را به من بسپار...
تا از چنگال غم رها شوی...
من خدا هستم الهام... کمی مرا باور کن...
کمی بیشتر از آنها، تا ببینی من و ایمان تو چه ها خواهد کرد...
در گوشم آرام زمزمه کردی:
مگر تو خدایی، الهام...
و من چقدر مفتخرم که تو همیشه من را با اسم کوچکم میخوانی...
الهام...
و در میانه ی اشک و لبخند میگویم:
نه... من تو نیستم...
و خیلی هنوز کوچکتر از فهم این هستم که خدا که هست... و خدا مهربانترین به آدمهاست...
پس چه نیازی به چتر پوشالی حمایت امثال من...
اما من غمگینم... و اینکه میدانم " غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست" غمگین ترم میکند...
غمگین ترم میکند این شرک خفی که آشکارتر است برایم از هر گناهی...
باز هم زمزمه می کنی:
مگر من مرده باشم و دنیا بدون خدا که تو غمگین باشی...
به من اعتماد کنی...
بیشتر از اسباب و عللی که خودم خالق آنهایم...
به خالق اعتماد کن نه مخلوق...
دلت را به من بسپار...
تا از چنگال غم رها شوی...
من خدا هستم الهام... کمی مرا باور کن...
کمی بیشتر از آنها، تا ببینی من و ایمان تو چه ها خواهد کرد...
- ۲۲۹
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط