{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✅ دختر یعنی ...

🌸دختر یعنی نفس خانواده
🌸یعنی شور زندگی
🌸یعنی یک دنیا آرامش
🌸یعنی چاره رنجهای عمیق پدر
🌸یعنی چراغی در تاریکی های زندگی
🌸یعنی پنجره ای بسوی نور
🌸یعنی لبخندی در هجوم گریه ها
🌸یعنی عاشقانه شونه کردن موهای خواهر کوچیکه
🌸یعنی خوش تیپ خواستن داداشی
🌸یعنی چیزی میخوای بابا نمی خره به اون بگو
🌸دختر یعنی فرشته ها راه هم می روند ...
🌸یعنی انفجار خنده و خنده انفجاری
🌸یعنی خودکارای رنگی
🌸و مرهم دلتنگی
🌸دختر یعنی هر عروسک یک هویت
🌸یعنی عشق بابا
🌸ناموس داداش
🌸و همدم مامان
🌸یعنی همه دلخوشی خانواده
🌸ساعت ها شنیدن خندیدن نجوا کردن
🌸ریسه رفتن بعد از ترکوندن اعصاب برادر
🌸یعنی با یه صدای کشدار جیب بابارو خالی کردن
🌸یعنی اشک دم مشک
🌸یعنی هرچی لوس تر برا بابا شیرینتر
🌸یعنی شکلکای مداوم به حرص خوردن و حسادت داداش بزرگه
🌸بستنی شکلاتی و استوری از دورهمی ...
🌸یعنی بابا رمز کارتشو از اون بپرسه !
🌸یعنی پیامکای خرید اینترنتی که با به بوس آبدار و جمله طلایی باباجون عاشقتم از ذهنت delete بشن !
🌸یعنی سه روز خندیدن به آخرین خنگ بازی داداشی
🌸یعنی انقد باهوش که بدونه کجا باید خودشو به خنگی بزنه !
🌸یعنی وقتی می گه به من چه و توضیح ندی دهنت سرویسه !
🌸یعنی موی ۴۰ سانتی تو خورشت داداش مال خودشه !
🌸یعنی سوتیات همیشگی شدن و هرگز فراموش نمی شن
🌸یعنی ساعت ها با مامان درد دل ولی تو تنهاییاش گریه کنه
🌸یعنی طاقت خونه سوت و کورو نداره
🌸یعنی تغیر دکوراسیون خونه در حد فرمان و مشاوره !
🌸یعنی فقط جورابای داداش بو میده
🌸یعنی موهای بلندی که اگه صافه فرش قشنگه و اگه فره کاشکی لَخت بود !
🌸یعنی کشای سر جور واجور
🌸یعنی همه وسایل داداش مال اونم هست و وسایل خودش فقط برا خودش !
🌸یعنی تست کردن ترشی همه لواشکا و آلوچه ها که البته برا خودشه !
🌸یعنی اتاق شلخته و کله همی که در بی نظمیش نظمی نهفته !
🌸و مامان چرا وسایل اتاقمو جابجا کردی پیداشون نمی کنم
🌸یعنی کش رفتن جورابای نو مامان و جایگزینی جورابای کهنه
🌸یعنی هر چیز نویی نگفته مال اونه و بحثی نداره
🌸یعنی همه فیگورای عکاسی
🌸یعنی لذت پنهان مامان از دستبرد دخترکش به لباساش
🌸یعنی دعوا سر لاکای گمشده و برس شخصی
🌸یعنی شامپوهاش همیشه خوشبوتره
🌸یعنی شور و شوق آماده شدن برا مهمونی
🌸یعنی بهترین واسطه آشتی با پدر
🌸یعنی خندیدن به حمام دو دقیقه ای و گربه شور داداش !
🌸یعنی انواع عطرای ملایم شخصی و ناخنک به عطرای داداشی
🌸یعنی پیراهن چهارخونه روشن داداش برا اونم هست !
بابا هم که اصلا عطر نمی خواد ، برا من خریده ، مگه نه بابا ؟!
🌸یعنی همه بفهمن ناخونش شکست و سوهان کوتاش کرد !
🌸دختر یعنی مهربونیت دست خودت نیس
🌸یعنی دل رحم حتی با بی رحم ها
🌸یعنی زود رنجی که زود می بخشه
🌸یعنی زود گریه کردن و زود خندیدن و با یه عذرخواهی فراموش کردن
🌸دختر یعنی مامور احساس خدا روی زمین ...

👤محسن محمدی
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

رمان

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

رمان عشق ممنوع

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۰ | «صبحِ شلوغ» ...

الماس زیبای من  part ⁹- نه الان زبونتو نمی‌برم برای معذرت خو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹⁰ویو سومیاوچشمام گرد شده بود تعجب کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط