{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت نوزده— فقط کار
سه روز اول پروژه تقریباً همین بود.
گاهی سلام.
گاهی یک سؤال کاری.
گاهی یک شوخی کوتاه.
ا/ت حتی متوجه نشد که جونگ‌کوک کم‌کم اسمش را بیشتر از بقیه می‌شنود.
او هم هنوز چیزی درباره‌اش نمی‌دانست.
نه رابطه‌اش را.
نه برنامه‌های شخصی‌اش را.
نه زندگی‌اش را.
و ا/ت هم دلیلی نمی‌دید که بداند.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۶)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

تکپارتی | جونگکوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط