{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش

آغوش تو آغوش نه یک مزرعه بنگ است
چشمان تو که چشم نه سرچشمه ی رنگ است

موهای پریشان تو یک جنگل بکروُ
لب های تو لب نه که دوتا توله پلنگ است

ای پرچم افراخته بر قله ی قلبم
حرف سفرت وحشت آوازه ی جنگ است

مانده ست به من از همه ی عشق و جوانی
یک دل که چنان چشم حسودان تو تنگ است

از یاد چنان بردی ام انگار نه انگار
هر لحظه یکی منتظرت گوش به زنگ است
دیدگاه ها (۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

تصادف با ماشین باجی.

p9

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

ادامه ی رمان هفتمین سایه

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

💗 پارت اول | «بابایی فقط مال منه!»صبح یک روز کاملاً معمولی ب...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط