N

𓏲𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🍃N࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆#

𓏲𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🍃N࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆#
قدم‌زنان
در خیابان‌
به دنبال تویی می‌گردم
که در این شهر نیستی!
لابلای این گشتن‌ها
بوی عطری مشامم را پر می‌کند
دنبال رد بویش می‌گردم
آن رایحه من را مست و مدهوش
به دنبال خود می‌کشاند
اما می‌دانم تو در این شهر نیستی!
و این همان دلتنگیست که من را
کوچه به کوچه دنبال بوی آن عطر می‌کشاند 
حیف که رایحه‌ات هست
اما خودت نیستی ...
دیدگاه ها (۱)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

•~رمان «عشق زیر نور استیج»~•[رمان تهیونگ]Part 1:همنوایی در س...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

My Arirang Part 6

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط