سعدی جان

سعدی جان

غم و شادمانی به سر می رود
به مرگ این دو از سر به در می رود
چه آن را که بر سر نهادند تاج
چه آن را که بر گردن آمد خراج
اگر سرفرازی به کیوان بر است
وگر تنگدستی به زندان در است
چو خیل اجل بر سر هر دو تاخت
نمی شاید از یکدگرشان شناخت
#پسر_طبیعت
دیدگاه ها (۷)

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

پارت چهارم.*_*بیگناهان*_

غم و شادمانی بسر می‌رودبه مرگ این دو از سر بدر می‌رودچه آن ر...

🦚🦚🦚غم و شادمانی بسر می‌رودبه مرگ این دو از سر بدر می‌رود☝️چه...

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط