{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوندا! چگونه دیدی و خاموش ماندی در تماشای

خداوندا! چگونه دیدی و خاموش ماندی در تماشای

شکستن‌های گل در باغ خون، با دست بیدادت؟

تو که از رگ به ما نزدیک‌تری، این حجم از دوری

چگونه طاقت آوردی، چنین شد قلب آزادت؟



داغ این سنگ‌فرش‌ها هرگز سرد نمی‌شود؛ چرا که از خون جوانانی گرم است که آرزوهایشان در همین کوچه‌ها قد کشید. بوی سرخ حضورشان هنوز در پس‌کوچه‌های ایران جاری‌ست؛ در هر نسیمی که از سمت آزادی می‌وزد، عطر آن‌هایی که «بودند تا ما باشیم» به مشام می‌رسد.

ما سوگوار ستاره‌هایی هستیم که در اوج جوانی، به خاک افتادند تا چراغی برای فردا روشن بماند. فراموشی، خیانت به این خون‌های پاک است. نامشان حک شده بر جان این سرزمین؛ جایی که عدالت هنوز در جستجوی تکیه‌گاهی‌ست، ما ایستاده‌ایم تا روایت‌گر این داغ همیشه تازه باشیم.

ایران، به خون‌بهای این لاله‌ها، سپیده‌دم را به یاد خواهد سپرد.



«خون جاری در رگ‌های این خاک، هرگز نمی‌خشکد؛ چرا که هر قطره‌اش، بذری‌ست برای رویش دوباره‌ی آزادی. ما نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم؛ ما تنها به یاد آن‌ها، ایستاده‌ایم.»


#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار
#شعرهای_دختر_ابان_ماهی🥰
#شعر_دلنوشته_عاشقانه_غمگین_شاد
#جنگیدن_با_تقدیر
#قهرمان_تنهایی_سخت_تر_از_قبل
#نازنین.بانو.دختر.بختیاری.ابان.ماهی😍💓

🅽🅰🆉🅰🅽🅸🅽🅱🅰🅽🅾🅾
دیدگاه ها (۰)

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

دادنامهٔ تمدنی | رثایِ تراز (ویژهٔ شبِ جمعه)«امشب شبِ جمعه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط