{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
m.onika
۳۱
پسند
در سرد ڪلیسا پشت من بستہ شد زنگها
در سرد ڪلیسا پشت من بستہ شد زنگها
خاطرهٔام را خوردند من مـرداب خاطـراتم را با واژهٔها
میپوشانم تا ماهٔ هم نتواند رد بگذارد اینجا کہ پر
از شب است لبخند من تـیزتر از تیغ یک دعا میشکند
دانلود
۸.۵k
۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (
۴۰
)
سرنوشت(ویو رایا)آروم چشمامو باز کردم.سرم درد میکرد و دستام ...
🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچهها یکی...
پارت اول: پشتبام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...
سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...
دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...
«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...
🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱ساعت شش و نیم صبح بود.کارگاه شیرینیپز...
(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشارهی دستم، همه در سک...
#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...
In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگکوک جلوی ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین