آن وقت که بچه بودیم و دلمان میخواست بزرگ شویم کسی نبود ب

آن وقت که بچه بودیم و دلمان میخواست بزرگ شویم، کسی نبود ب

آن وقت که بچه بودیم و دلمان میخواست بزرگ شویم، کسی نبود به ما بفهماند بزرگ شدن معنایش تنها این نیست که اجازه داری بیدار بمانی و فیلم آخر شب را هم ببینی.
کسی نبود راستش را بگوید. که بزرگ شدن یعنی دیگر نتوانی در آغوش مادرت زار بزنی، بدون این که نگرانش کنی. یعنی دردهایت بیشتر از تمام شدن پفک و قهر کردن بچه همکلاسی باشد. که یعنی بزرگ شدن روبرو شدن با صورت زشت و واقعی زندگی است، که تمام تلخی ها را تف می کند توی صورت بی دفاعت. بزرگ شدن یعنی بی پولی، تنهایی، مهاجرت، حصر، شب گردی از ترس خوابیدن و کابوس دیدن، بیکسی، بیکسی، بیکسی ...
نه، کسی نبود به ما بگوید بزرگ شدن یعنی زوال تمام کسانی که دوستشان داری. یعنی تمام شدن پدربزرگ و مادربزرگ، یعنی بی پدر و مادر شدن. یعنی مرگ ستاره های آسمان دلت. یعنی تمام شدن آرزوهایت.
کسی نبود، و ما آرزویمان این شد که بزرگ شویم. و چه معادله دردناکی که از همه آرزوهای عمرمان همین یکی برآورده شد، همین یکی که دستاوردش کمی لبخند و بسیاری دلتنگی و درد بود ....
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۲ | «مهمان ناخوانده‌تر» ج...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

دروغی که واقعی شد

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁶ویو میکا_____جیمین گوش...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

*آن وقت که بچه بودیم و دلمان میخواست بزرگ شویم، کسی نبود به ...

خواب رویای part:۳ چند دقیقه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط