خواب رویای

خواب رویای
part:۳

چند دقیقه بعد ا.ت و جونگ کوک از مهمانی بیرون آمدند

هوا سرد بود و خیابان ها خیس باران ریز شبانه

چراغ های شهر روی آسفالت می لرزیدند

ا.ت دست هایش را در جیب کتش فرو برده بود

_ اگر این یه شوخیه خیلی عجیب و ترسناکه

جونگ کوک خندید

خنده ای کوتاه، واقعی، خسته

_ کاش شوخی بود

_ پس چیه

جونگ کوک مدتی جواب نداد

بعد گفت:

_ وقتی بچه بودم هر شب یک زن رو تو خواب می دید
همیشه همون زن، با هم بزرگ شدیم، با هم خندیدم، با هم دعوا کردیم

حتی یه بار توی خواب ازم جدا شد و من....دیوونه شدم

ا.ت به او نگاه کرد

_ و بعد؟

_ و بعد یه شب توی خواب گفتی که باید پیدات کنم
گفتی اگر بیدار شدم و هنوز قلبم تند می زد یعنی تو هم جایی همین حس رو داری

ا.ت با نا باوری نگاهش کرد

_ این حرف ها.....خیلی غیر واقعیه

جونگ کوک شانه بالا انداخت

_ من همینو فکر می کردم تا وقتی که دیدمت و فهمیدم چرا هیچ کدوم از خواب ها تموم نمی شدن

ا.ت ساکت شد

دلش می خواست بگوید این غیرممکن است

اما چیزی در نگاه او بود که اجازه نمی داد دروغ بگوید



لایک کامنت بازنشر یادتون نره 🤭
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط