{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما که غریبه نیستین؛

شما که غریبه نیستین؛
آدمیزاد هرچقدر به تنهایی عادت کنه، بالاخره یه‌ شب دلش می‌خواد یکی بیاد تو زندگیش که بندبندِ وجودشو بلد باشه، یکی که با خیال راحت بتونه بهش بگه:
"راستشو بخوای، امشب اصلاً خوب نیستم..."
دیدگاه ها (۱)

کاش خدا به هیچ‌کس غمِ از دست دادنِ عزیزش رو نده که بعدش بخوا...

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

پشت نقاب عشق 💗جونگ‌کوک دست ا.ت رو توی دستش گرفت و همراهش از ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

چندپارتی جیمین

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 9صبح روز بعد شوگا وقتی از اتاق بیرون اومد دید...

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط