{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*👤– واقعا من امسال از سفر باهات خیلی لذت بردم، درسته؟

*👤– واقعا من امسال از سفر باهات خیلی لذت بردم، درسته؟
🐰: - بله , یه نگاه بندازیم؟
🐰: - بذار بغلت کنم
👤: - خیلی زحمت کشیدی جونگکوک
🐰: - منم نزدیک بود گریه کنم، اما نمی کنم. خودم و کنترل کردم
👤: - جونگکوک، تو بهترینی!
🐰: - بهترین !

‌      ‌‌  ‌
دیدگاه ها (۱)

وقتی جلوشون گریه میکنیم

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

Destiny part 9

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط