همیشه برای آدم‌های غمگین چای ریخته‌ام و این نهایت تلاش من

همیشه برای آدم‌های غمگین چای ریخته‌ام و این نهایت تلاش من

همیشه برای آدم‌های غمگین چای ریخته‌ام و این نهایت تلاش من برای آرام کردن‌شان بوده....

نهایت تلاشم برای اینکه زمستانِ کسی را بهار کنم....
گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدم‌هاست و آدم‌ها حق دارند غمگین باشند...

دردهایی هست که نمی‌توان از آن‌ها حرف زد، و رنج‌هایی هست که نمی‌توان آن‌ها را شرح داد..‌‌

چیزی نپرس،
فقط سستیِ شانه‌های سنگینم را ببین، سرت را به نشانه‌ی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر....

که همین شانه‌های امن تو برای من کافی‌ست....
هوا سرد است
برایم چای می‌ریزی؟
#مهران_فرهادی
دیدگاه ها (۸)

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

این همه اتهام #تجاوز و فساد اخلاقی برای ماموران مجری قانون د...

💠اخلاق اجتماعی🔰امام حسن عسکری (علیه السلام) :«لَيْسَ مِنَ ال...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط