عشق بیماری وخیمی بود

عشق بیماری وخیمی بود

عشق بیماری وخیمی بود
خلسه‌ای بین مرگ و بی هوشی
دردهای همیشه مشترکی
زخم بی بستر همآغوشی

عشق یعنی هوایی‌ات بودن
عشق یعنی تو را نفس بکشم
ضربانم تویی که زنده منم
که درون رگم تو می‌جوشی

عشق یعنی حواس هم باشیم
عشق یعنی لباس هم باشیم
از من امشب بخواه... می‌پوشم
به من امشب بگو چه می‌پوشی

مثل یک زخم تا ابد تازه
مثل یک راز تا ابد خاموش
عشق بودی و داد می‌زدمت
یا که می‌گفتمت در گوشی

عشق خوابی میان بیداری
تلخ‌های همیشه شیرین بود
مثل آن بوسه‌ای که بر لب ماند
بغض شد در گلوی خاموشی

پیچ و تاب مسیر را مردیم
عشق را راه و رسم فاصله کشت
عشق شاید خیال خامی بود
بین بی‌تابی و فراموشی

عشق شاید به انتظار من است
شاید اینجا هنوز پشت در است
بشکن این قفل کهنه را و بیا
دل من بی‌قرار این خطر است

عشق شاید شبیه شب باشد
که به خوابی عمیق بسپردم
یا که شاید شبیه یک خانه است
که منی که همیشه در به در است...

عشق شاید هنوز پشت در است
یا نه شاید که رفته از اینجا
هرکجا هست حال او خوب است
هرچه هست از دل تو بی‌خبر است

شاید اصلا تو را نمی‌بیند
شاید اصلا دروغ بود... دروغ!
مژده ای نیست پشت در شاید...
چشمهای تو بی دلیل، تر است

چشم‌هایم حرام خواب شدند
دیگر امشب نمی‌روند به خواب
چشمهایم پی تو می‌گردند
چشمهایم همیشه سمت در است...🦋💞🦋

#عاشقانه
#بهترینم♥️
دیدگاه ها (۰)

💙✨روز پسر مبارک💙✨پسر یعنی لبخندی از جنس امید پرازاحساساتی که...

عاشقانه های شبنم

می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس هایش ...

#اصکی_حتمادختر بودن فقط یه اسم نیست،♥️ یه دنیاست پر از احساس...

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط