تماشایت به تکرارم نباشد

🍁تماشایت به تکرارم نباشد🍁

دلا آخر تو را دیوانه کردند
تو را آواره ی میخانه کردند

شکستن آن دل بی کینه ات را
تو را در بند هر بیگانه کردند

تمام جاده ها از برف پر شد
تمام گوش ها از حرف پر شد

بیا ای تو دلیل بودن من
که صبرم سر رسید و‌ ظرف پر شد

به غیر از تو کسی یارم نباشد
کسی غیر از تو دلدارم نباشد

اگر صد سال بشینی روبرویم
تماشایت به ....تکرارم نباشد

که من عاشق به خویت گشته بودم
جدا از تو به بویت گشته بودم

نبودم قبل تو شهره در این شهر
که من شاعر به رویت گشته بودم
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

دلا آخر تو را دیوانه کردند

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

داستان کوتاه در انتظارش نویسنده الهه پورعلی

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط