دلا آخر تو را دیوانه کردند
دلا آخر تو را دیوانه کردند
کردند
تو را آواره ی میخانه کردند
شکستن آن دل بی کینه ات را
تو را در بند هر بیگانه کردند
تمام جاده ها از برف پر شد
تمام گوش ها از حرف پر شد
بیا ای تو دلیل بودن من
که صبرم سر رسید ظرف پر شد
به غیر از تو کسی یارم نباشد
کسی غیر از تو دلدارم نباشد
اگر صد سال بشینی روبرویم
تماشایت به ....تکرارم نباشد
که من عاشق به خویت گشته بودم
به رویت بوی خوبت گشته بودم
نبودم قبل تو شهره در این شهر
که من شاعر به رویت گشته بودم
محمد خوش بین
کردند
تو را آواره ی میخانه کردند
شکستن آن دل بی کینه ات را
تو را در بند هر بیگانه کردند
تمام جاده ها از برف پر شد
تمام گوش ها از حرف پر شد
بیا ای تو دلیل بودن من
که صبرم سر رسید ظرف پر شد
به غیر از تو کسی یارم نباشد
کسی غیر از تو دلدارم نباشد
اگر صد سال بشینی روبرویم
تماشایت به ....تکرارم نباشد
که من عاشق به خویت گشته بودم
به رویت بوی خوبت گشته بودم
نبودم قبل تو شهره در این شهر
که من شاعر به رویت گشته بودم
محمد خوش بین
- ۱۹۳
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط