عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گفتم به تو ای جانا  ای دلبر دردانه
بی روی تو این خانه هردم شده ویرانه
رفتی و یقین کردم آتش زده ای مارا
از شعله ی سوزانت دل سوخت غریبانه
ایا تو نمی دانی بعد از تو دلم خون است
اینگونه مکن آزار بر عاشق دیوانه
بودی تو برای من روشنگر این محفل
گفتم تو همان شمعی و من هم خودِ پروانه
بعد از تو نمی خواندبلبل به چمنزاران
رفتی و برای من دنیا  همه بیگانه
دیدگاه ها (۰)

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

نمیبخشمت p.22

دیدار باتو (پارت ۳)

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

دلم پر میزند هردم بسویت یار پنهانیلبی وا کن تو ای غنچه که با...

شبی با خود ترا در خلوت میخانه می خواهملبت را بر لبان خویش چو...

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه در کوچه های ذهنم اکنون بی...

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانهدر کوچه‌های ذهنم - اکنون ب...

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانهدر کوچه‌های ذهنم - اکنون ب...

🍒🌱امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانهدر کوچه های ذهنم-اکنون ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط