{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه
در کوچه‌های ذهنم - اکنون بی‌تو ویرانه -

پشت کدامین در کسی جز تو تواند بود؟
ای تو طنین هر صدا و روح هر خانه!

اینک صعودم تا به اوج عشق ورزیدن
با هر صعود جاودان پیوند پیمانه

امشب به یادت مست مستم تا بترکانم
بغض تمام روزهای هوشیارانه

بین تو و من این همه دیوار و من با تو؛
کز جان گره خورده‌ست این پیوند جانانه

چون نبض من در هستی‌ام پیچیده می‌آیی
گیرم که از تو بگذرم سنگین و بیگانه

گفتم به افسونی تو را آرام خواهم کرد
عصیانی من! ای دل! ای بی‌تاب دیوانه!

امشب ولی می‌بینمت دیگر نمی‌گیرد
تخدیرِ هیچ افیون و خوابِ هیچ افسانه.
دیدگاه ها (۶)

نمیدانی عکست چقدر آرامم میکند ، نه نگاهش را از من میدزددنه ل...

نمیدانستم دلتنگے،، دل نازڪم میڪند...انقدر ڪہ بہ هر بهانہ ڪوچ...

خنده‌ات طرح لطیفی است که دیدن داردنازِ معشوق دل‌آزار خریدن د...

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط