0 نبض شب می‌زند و

0 نبض شب می‌زند و

0 نبض شب می‌زند و
خیالت در رگهایم می‌دود…
بسترم مرا در آغوش می‌گیرد
عطرت دستانش را به دور گردنم حلقه می‌زند
و من
خود را در آغوش نامرئی‌ات می‌چپانم
دلتنگی جانی تازه می‌گیرد و
اشک
تا طلوع همدم لحظه‌هایم می‌شود

این است داستان شب‌های بی‌تو…

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه #خاص #دلنوشته_های_من
#عشقولانه #عشق_جان #دلتنگی #کلیپ
#جان_دلم #جانان #دخترک_تنها
دیدگاه ها (۰)

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

.درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همینبی تو بودن درد دارد،می ز...

عهد شکستن کارِ من نیست !از همان ابتدا گفته بودم گفته بودم پا...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سی نهم || نام سناریوی:《شوخی مرگ...

14:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلقدم‌هایی به سوی...

تا به حال تقویم را نگاه کرده‌ای؟ پیش خودت دو دوتا چهار تا کر...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

خوب بچه ها به نظرم این یکی هم کلیشه‌ای شد یا زیاد جالب نشد.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط