{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{سناریوی شماره ۷ }

{سناریوی شماره ۷ }
|| پارت سی نهم ||
نام سناریوی:
《شوخی مرگبار 》

به قرآن اگه کامنت و لایک نکنی این سناریوی رو بخونی حرامه گناه کبرس ۰-۰

.
.
.
.
.
.
خب برو دیگه الان یه کامت وقتی هم که خوندیش یه کامنت.
.
.
.
.
.
عهههه برو خوووو.🥲
.

.
.
.
.
.
.
.
.
باکوگو:
گرفتمت خائن!

*/با انفجاری مهیب به سمت سایه می‌جهد! مشت او مجسمه را خرد می‌کند—سایه ناپدید می‌شود، اما روی زمین **حلقه‌ای با نشان "H"** و **تکه بانداژ خون‌آلود** باقی می‌ماند./*

باکوگو: (حلقه را برمی‌دارد، چشمانش برق می‌زند)
...هاساکی. !
###

*/باکوگو روی پشت‌بام یخ‌زده فرود می‌آید. برف، رد خونِ روی بانداژِ یافته‌اش را محو می‌کند. سایه (هاساکی) پشت مخزن آب قایم شده—نفس‌هایش ابرهای سفید در هوا می‌سازد. باکوگو جرقه‌های انفجار را در مشت‌های یخ‌زده‌اش زنده نگه می‌دارد./*

**باکوگو:** (صدایش مثل غرشِ گرگِ زخمی)
**دیگه فرار نداره هاوساکی! حالا بگو چرا *اون* رو هدف گرفتی؟!**

**هاساکی:** (خنده‌ای تحریف‌شده، ماسک صدا کنار می‌زند—چهره‌ای سوخته با چشمانِ بی‌روح آشکار می‌شود)
برادر کوچیکم "کیو"... سه سال پیش تو عملیات نابود شد. اون فقط ۱۴ سالش بود! (نفسش می‌گیرد) **اما تو و اون "دکو"... رسانه‌ها شما رو قهرمان نامیدن!** حالا می‌خوام دنیا ببینه "نمونهٔ اخلاق" شما چطور خودکشی تقلبی می‌کنه!

*/باکوگو یخ می‌زند. تصاویر گذشته مثل خنجر می‌چرخند: نوجوانی ترسیده که اشتباهی در منطقهٔ انفجار گیر افتاده... فریادهایش.../*

**باکوگو:** (انفجار کوچکی در مشتش خفه می‌شود)
... اون موقع تو نبودی که بهش بگی فرار کنه؟

**هاساکی:** (جیغ می‌کشد)
**دروغ!** شما فرمانده بودید! شما باید نجاتش می‌دادین! ولی به جاش— (ناگهان اسپری سیاهی از آستینش بیرون می‌پرد!)

**باکوگو:** (فریاد در باد)
**هاساکی! کِیوِ ۱۴ ساله تقصیر خودت بود! اون شب اگه مثل یه جوجه‌خروس فرار نمی‌کرد—**

*/ناگهان—*
**شُشُشش!**
—اسپری سیاهی از پشت مخزن به سمتش می‌آید! باکوگو با انفجاری به عقب می‌پرد. گاز روی برف می‌پاشد و حفره‌ای سیاه و دودزا ایجاد می‌کند!/*

**هاساکی:** (از پشت دود، چهره‌ سوخته‌اش در نور ماه برف‌آلود می‌درخشد)
دروغگو! تو و اون "دکو" راحت رفتین... ولی کیو تو آتش سوخت! (اسلحه‌ای عجیب از آستینش بیرون می‌کشد) حالا می‌خوام دنیا ببینه چطور "قهرمان‌ها" گاز می‌زنن!

>>> **فلش‌بک:**
*—۳ سال پیش، منطقهٔ عملیات X:*
*باکوگو و میدوریا به هاوساکی حمله می‌کنند...*
*—نوجوانی ترسیده (کیو) تصادفاً در محدودهٔ انفجار گیر می‌افتد!*
*—هاساکی فریاد می‌زند: "برادر کوچیکم!"*
*—میدوریا با سرعت برق به سمت کیو می‌دود... اما انفجار باکوگو زودتر می‌ترکد!*

**باکوگو:** (مشتش را روی سینه می‌کوبد)
من فقط وظیفم رو انجام دادم! اون منطقه مین‌گذاری شده بود!

**هاساکی:** (جیغ می‌کشد)
**درغگهٔ بی‌شرف! تو حتی زحمت نجاتش رو هم نکشیدی!**
*/اسلحه‌اش را نشانه می‌گیرد—نوک آن مثل عقرب می‌درخشد!/*

**نبردی مرگبار آغاز می‌شود:**
۱. **فاز اول:** هاوساکی با پاشیدن گاز VX به برف، پشت‌بام را به جهنمی سمی تبدیل می‌کند! باکوگو مجبور است مدام با انفجارهای کنترل‌شده برف را کنار بزند تا نفس بکشد.
۲. **فاز دوم:** هاوساکی از لنگش عمدی‌اش سوءاستفاده می‌کند! خود را به زمین می‌اندازد و وانمود می‌کند آسیب دیده—وقتی باکوگو نزدیک می‌شود، با چاقویی از بند کفش به او حمله می‌کند! تیغه روی بازوی باکوگو خراش می‌اندازد.
۳. **فاز سوم:** باکوگو خشمگین، مخزن آب را منفجر می‌کند! آب یخ‌زده مثل توفان شیشه خرد شده به هاوساکی برخورد می‌کند—ماسک گازش ترک برمی‌دارد!

**هاساکی:** (خفه‌خنده می‌زند، خون از زیر ماسک ترک‌خورده جاری است)
برادر کوچیکم... حالا می‌فهمی چرا گاز رو تو اتاق *اون* گذاشتم؟ (چشمانش برق می‌زند) **می‌خواستم همون لحظه‌ای رو که کیو مرد، توی چشای تو ببینم!**

*/باکوگو یخ می‌زند. تصویر میدوریای محبوس در اتاق گاز—چشمان وحشت‌زده‌اش—با خاطرهٔ کیو در هم می‌آمیزد. برای یک ثانیه، دستانش می‌لرزند.../*

**هاساکی:** (از فرصت استفاده می‌کند، به سمت آنتن مخابراتی روی لبهٔ بام می‌دود)
فکر کنم وقتشه... یه تماس با پلیس بزنم! (دستگاه انفجاری به آنتن می‌چسباند) **بمب کوچیکم کل بیمارستان رو میلرزونه!**

**باکوگو:**
**ایست!**

ادامه رو خدا میدونه و پارت قبلی هم کامنت و لایک کردی سپاس 🥲🫂✨️🌈
دیدگاه ها (۴۶)

{سناریوی شماره ۷ } || پارت چهارم || نام سناریوی:《شوخی مرگب...

بچه داشتم توی اینترنت میگشتم که به این شاهکار بر خوردم

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سی هشتم || نام سناریوی:《شوخی مر...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سی هفتم || نام سناریوی:《شوخی مر...

بالهای سرخ پارت ۱۱

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

(سناریو باکودکو۱)پارت ۱۲

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط