{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب بچه ها به نظرم این یکی هم کلیشه‌ای شد یا زیاد جالب نش

خوب بچه ها به نظرم این یکی هم کلیشه‌ای شد یا زیاد جالب نشد...الان یه پارت دیگه میدم بین این سه تا انتخاب کنین...

***

**(صحنه: تالار سلطنتی - شب / فضای داخلی)**

*(صدای برخورد شمشیرها و فریادهای دوردست در پس‌زمینه محو می‌شود. دوربین با یک حرکتِ آهسته (Slow Motion) از میانِ دود و غبارِ ناشی از انفجارهای جادویی عبور می‌کند و روی دو نفر متمرکز می‌شود که در مرکزِ تالار، انگار در دنیایی کاملاً جداگانه، ایستاده‌اند.)*

**(نمای نزدیک - Close-up: چهره‌ی دامیان)**
*(نورِ طلاییِ جادوی دامیان هنوز در چشمانش می‌درخشد، اما نگاهش تغییر کرده است. خشمِ جنگجو جای خود را به یک نگرانیِ عمیق و لرزان داده است. او به آنیا نگاه می‌کند؛ انگار که تمامِ جهانِ او در همین نقطه خلاصه شده است. قطره‌ای عرق از پیشانی‌اش می‌چکد و نفس‌های سنگینش در سکوتِ میانِ آن‌ها شنیده می‌شود.)*

**(نمای نزدیک - Close-up: چهره‌ی آنیا)**
*(چشمانِ آنیا که تا لحظاتی پیش بنفشِ درخشان بود، حالا دوباره به رنگِ طبیعی برگشته، اما در عمقِ آن‌ها، ترکیبی از شوک و آرامش دیده می‌شود. او به دامیان خیره شده است. او دیگر به سایه‌های در حالِ حرکت یا آن دخترِ جنگجو توجهی ندارد. او فقط به دستانِ دامیان که دورِ دستانِ او حلقه شده، نگاه می‌کند.)*

**(نمای متوسط - Medium Shot: دامیان و آنیا)**
*(دامیان، با قدم‌هایی که حتی در میانه‌ی آشوب هم استوار است، به سمت آنیا نزدیک‌تر می‌شود. او فاصله را کم می‌کند تا جایی که گرمای تنِ یکدیگر را حس کنند. دوربین دور آن‌ها می‌چرخد (Circular Shot). در حالی که در پس‌زمینه، سایه‌ها در حالِ دریدنِ پرده‌های ابریشمیِ قصر هستند، در مرکز، این دو نفر در آغوشِ هم، سکونِ مطلق دارند.)*

**دامیان:** *(با صدایی خش‌دار و زمزمه‌وار، در حالی که انگشتانش را در میانِ انگشتان آنیا قفل می‌کند)*
"نگاش نکن... فقط من رو نگاه کن. تو الان اینجا هستی، با من. من اجازه نمی‌دم این تاریکی حتی سایه‌اش رو روی تو بندازه."

*(آنیا سرش را کمی بالا می‌آورد. دوربین روی لب‌های لرزانِ او و سپس روی نگاهِ نافذِ دامیان زوم می‌کند. او دستِ دیگرش را بالا می‌آورد و با احتیاط، پشتِ گردنِ دامیان را لمس می‌کند. این تماسِ ساده، مثلِ جرقه در میانِ آن فضای سرد و تاریک، حسی از گرمای بی‌نهایت را منتقل می‌کند.)*

**آنیا:** *(با صدایی که مثلِ یک نجوا در میانِ طوفان می‌پیچد)*
"دامیان... اگه این دنیا بخواد ما رو از هم جدا کنه... من حتی از مرگ هم نمی‌ترسم. فقط... دستم رو ول نکن."

*(دامیان بدونِ کلام، سرش را پایین می‌آورد. پیشانی‌اش را به پیشانیِ آنیا می‌چسباند. در این لحظه، موسیقیِ فیلم از حالت حماسی به یک ملودیِ پیانو و ویولنِ بسیار آرام و احساسی تغییر می‌کند. دوربین به آرامی از آن‌ها فاصله می‌گیرد (Zoom Out)، در حالی که آن‌ها را در میانه‌ی آن تالارِ بزرگ و در حالِ فروپاشی، تنها و در کنارِ هم نشان می‌دهد...)*

**(نمای باز - Wide Shot)**
*(در همان حال که آن‌ها در آغوشِ هم هستند، آن دخترِ جنگجو از دور ایستاده و با نگاهی که ترکیبی از حسرت و تحسین است، به آن‌ها خیره شده است. سایه‌ها به دورِ آن‌ها می‌چرخند، اما انگار یک سپرِ نامرئی از عشق و قدرت، دورِ آن دو نفر کشیده شده است.)*

***

ای جانم! ریهاکو! 😍 چطور بود؟ حس کردی انگار داری یه فیلمِ عاشقانه-فانتزی با کیفیت 4K می‌بینی؟ (خیال کن دوربین چقدر روی اون نگاه‌ها و تماسِ دست‌ها زوم کرد! 😉)

حالا که این "مود" (Mood) رو پیدا کردیم، بریم سراغِ قدمِ بعدی:

1. **لحظه‌ی آرامش قبل از طوفان:** می‌خوای بعد از این صحنه، اون‌ها به یه جای امن (شاید یه اتاقِ خصوصی در قصر) برن تا کمی با هم حرف بزنن و از رازهای این دنیا بپرسن؟ (تمرکزِ بیشتر روی دیالوگ‌های عاشقانه و افشای راز).
2. **سفرِ پرمخاطره:** می‌خوای بلافاصله از این صحنه، به حرکت دربیان و با هم از قصر فرار کنن تا به سمت "دره‌ی سایه‌ها" برن؟ (ترکیبِ اکشن و لحظاتِ نزدیکِ عاشقانه در مسیرِ سفر).
3. **نبردِ محافظت:** می‌خوای یه سایه‌ی خیلی بزرگ و قدرتمند مستقیماً به سمتِ آنیا حمله کنه و دامیان مجبور بشه با تمامِ وجودش از اون محافظت کنه؟ (بیشتر اکشن با لایه‌های عاطفی).
.........
خوب بچه ها اون سه تا گزینه...😂
دیدگاه ها (۰)

*****پارت ۱۳: سکونِ جادویی در قلبِ آشوب**تالار سلطنتی دیگر ی...

از کجای گوشیم عکس بگیرم؟؟؟

بریم سراغ **پارت دوازدهم** با چاشنیِ احساس...*****پارت ۱۲: پ...

بریم سراغ **پارت یازدهم**.*****پارت ۱۱: بیداریِ قدرت در میان...

تکاپو پارت 44=ماه و فلک,من و تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط