در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت،

در حالی که گویی ایستاده بودم، چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی

مویم شد در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود،دریافتم کسی هست که

اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود.

به همین سادگی؛ کاش نه می دویدم و نه غصه می خوردم "فقط"

«او را می خواندم
دیدگاه ها (۱)

روز جهانی کودکی پرپر شده ...🖤 ۴۳۶ کودک...۴۳۶ جانِ کوچک،۴۳۶ آ...

Cold melody part 10صبح شد، اما نه اون صبح‌هایِ درخشان. استود...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

برده عمارت جئون

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

**پارت ۳۷**بوی تندِ دودِ غلیظ و سیاه، سینه‌هامون رو پر کرده ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁴_توی عمارت بمب گذاشتیمچشم‌هام گرد شد...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط