مجتهدی که به خانه یهودیان غذا می برد

مجتهدی که به خانه یهودیان غذا می برد

...


از خود گذشتگی و ایثار، مروارید باارزشیِ که در وجود هر کسی پیدا نمیشه، اما اگه دیدین کسی این صفت رو در خودش داره، بدونید که با یه آدم درست و حسابی طرفین.

یکی از اون آدم‌ها، شیخ غلامرضا #یزدی بود. در سال‌های آخر اقامت حاج شیخ در نجف، مرض «وبا» به صورت وحشتناکی شیوع پیدا کرد و داشت جون کلی از آدم‌ها رو می‌گرفت. آقا نجفی قوچانی، در توصیف اون وضعیت می‌گفت:
«در همین اوقات، وبای عامی در عتبات افتاد که قلوب همه در تب و تاب افتاد و روزی چهارصد نفر از محوطه نجف سرازیر قبر می‌شدند...»

در مدرسه‌ای که مملو از طلبه‌های غریبه بود ـ که از سراسر کشورهای اسلامی اومده بودن ـ گروه زیادی از طلاب به مرض مرگ بار وبا دچار شدن. به حدی که توان شستن لباس‌های آلوده خودشون رو هم نداشتن.

شیخ غلامرضا، شب هنگام، تمام اون لباس‌ها رو بر می‌داشت و برای شستن، پیاده به کنار شط فرات در کوفه می‌برد.

ایشون لباس‌ها رو بعد از شستن و خشک کردن، دوباره به دوش می‌کشید و به نجف می‌آورد. سپس اون‌ها رو یکی یکی تا کرده و نیمه‌های شب بدون این که کسی بفهمه کنار در اتاق هاشون قرار می‌داد.

خلاصه اینطوریه که شخصیت‌هایی مثل حاج شیخ غلامرضا یزدی به بزرگی میرسن و نام و یادی نیک از خودشون باقی میذارن.

@farzandeIRAN_ir

#فرزند_ایران #مفاخر
#ایران #اطعام
##غلامرضا_یزدی #مجتهد
دیدگاه ها (۰)

خـــــورشـــــیـــد شــــبهــــام پارت ۴۴یک ماه از اون روز م...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای ضبط‌شده ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۴ | حقیقتِ عکسسوا عکس را دوباره نگاه ک...

چند پارتی بازیچه

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

تا می توانید خوبی کنید !

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط