عاشقانه های شبنم بیاد  بابا

عاشقانه های شبنم بیاد بابا

#پدر
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
چون تویی جان پدر همسفری نیست دگر
از تو و روی چو ماهت خبرى نیست دگر
خسته از گردشِ دوران منِ افتاده زِ ره
همه ره بسته به رویم گذری نیست دگر
همرهان قافله را بسته و رفتند همه
زین میان هم ره دل یک نفری نیست دگر
بال پرواز مرا سخت شكسته است زمان
بی تو ای مونس جان بال پرى نیست دگر
روزگارم همه درد است و دلم چون شب تار
بی تو بر این شب تارم سحری نیست دگر
كس نداند كه دلم خون شده از داغ غمت
دیده خشکید و مرا چشمِ ترى نیست دگر
غم هجران تو پاییز خزان است و فراق
چون شب تیره و تاری اثری نیست دگر
لحظه ايى نیست که یک دم بِروی از يادم
رفتی و جانِ پدر شور و شَری نیست دگر
سالها دوری و بیزارم از این فاصله ها
در نبودت پدرم تاجِ سری نیست دگر
توشدی راحت ومن غرق شدم درغم خویش
غمِِ دوری و دریغا ثمری نیست دگر
چه بگویم منِ « زرین » ز غم دوری تو
همه آهنگِ سکوت است پدری نیست دگر😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

تنهایی ام مرا چه غم ورنج وآه داد دستم گرفت ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

عاشقانه های شبنم

خبخب_عاااا همونطور که میبیند #یاساشینی_با_موهای_کوتاهبلهبله ...

تو که رفتی پس از آن همسفری نیست مراباد پائیز وزان شد ثمری...

آقاجانخبرت هست که بی تو نفسی نیست دگر؟در حوالی دلم شور عجیبی...

...ترا به هر گذری هست بیقرار دگرمرا بجز تو درین شهر نیست یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط