تو که رفتی پس از آن همسفری نیست مرا
تو که رفتی پس از آن همسفری نیست مرا
باد پائیز وزان شد ثمری نیست مرا
آسمان با همه ی وسعت خود گشته قفس
همچو مرغی که دگر بال و پری نیست مرا
غم هجران تو از دیده ی من خواب ربود
روزگارم شده تار و سحری نیست مرا
سیل اندوه زده خانه ی صبر و ایمان
خسته از جور زمان برگ و بری نیست مرا
می نویسم به تو از دوری و دلتنگی ها
چه کنم وقت سحر نامه بری نیست مرا
باد پائیز وزان شد ثمری نیست مرا
آسمان با همه ی وسعت خود گشته قفس
همچو مرغی که دگر بال و پری نیست مرا
غم هجران تو از دیده ی من خواب ربود
روزگارم شده تار و سحری نیست مرا
سیل اندوه زده خانه ی صبر و ایمان
خسته از جور زمان برگ و بری نیست مرا
می نویسم به تو از دوری و دلتنگی ها
چه کنم وقت سحر نامه بری نیست مرا
- ۲.۹k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط