{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در محیطِ عشق باشد از سرِ پُرخون حباب

در محیطِ عشق باشد از سرِ پُرخون حباب
باشد این دریای خون‌آشام را گلگون حباب

دوربینانی که از سر پیشِ دریا بگذرند
هر نفس گیرند از سر، زندگی را چون حباب

غرقهٔ دریای وحدت از دوبینی فارغ است
خیمهٔ لیلی بوَد در دیدهٔ مجنون حباب

نیست جیب و دامنی خالی ز فیضِ بحرِ عشق
پیشِ اهلِ دل بوَد پُر گوهرِ مکنون حباب

دل به هر رنگی که باشد، آسمان همرنگِ اوست
دیدهٔ پُرخون بوَد بر روی بحرِ خون، حباب

رزقِ ما از عالَمِ هستی، نظر واکردنی است
روی دریا را نبیند یک نظر افزون حباب

در سرِ بی‌مغز، ما را نیست چیزی جز هوا
نامهٔ سربستهٔ ما پوچ باشد چون حباب

از هوا بگذر که هم پیراهنِ دریا نشد
تا نکرد از سر هوای پوچ را بیرون حباب

در تهِ پیراهنِ دریاست هر عیشی که هست
سر ز دریا می‌کند از سادگی بیرون حباب

هیچ رازی بحر را صائب ز من پوشیده نیست
کاسهٔ زانوست جامِ جم مرا همچون حباب


صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۰)

فیک : بین راندها

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

My lovely neighbor part : 53

contract 🍷#contract 𝑃𝑇3ویو هویج: توی ماشین هیچ حرفی بینشون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط