کپشن
آقا یه خوابی دیدم خیلی چسشر بود
نمیدونم از کجا شروع شدا
ولی فقط یه جایی رو یادمه
توی اسنپ بودم
بعد اسنپه ایستاد یه جایی
بیرون مغازه یه گربه دیدم داره میرقصه بعد فهمیدم عروسکه از اینا که میرقصن
عاشقش شدم (هنوزم میخوامش) به اسنپیه گفتم همینجا منتظر بمون جایی نرو که من قیمت اینو برم بپرسم
بعد رفتم داخل
مغازه داره هم یه مرد حدودا ۲۰ ساله بود
قیمتو پرسیدم گفت یک میلیون
گفتم نهحاجی گرونس خواستم برم بیرون بشینم، بعد نظرم عوض شد برگشتم بخرمش
داشت عروسکه رو میزاشت داخل یه باکس بزرگ صورتی از اینا که مال ولنتاینه، بعد سه تا عروسک plushi هم داشت میزاشت گفتم یزید اینا چیه میزاری اینا چندن؟
گفت اینا هرکدوم ۱۰۰ تومنن، گفتم عاح پول دارم بزار بزار (فقط تو خواب انقدر پولدار و بیخیالم✌️💔)
باکس رو بهم داد
بعد قبل اینکه پول بکشم، گفت وایساوایسا همینجا الان برمیگردم
خیلی رندوم از یه دری تو همون اسباببازی فروشی رفت توی یه قنادی که ظاهرا به همونجا وصل بود
بعد مامانم و خاله هام که فکر کنم قبل از اینا باهاشون بیرون بودم پیداشون شد، بعد همهچیزو براشون تعریف کردم
بعد همشون از خرید فانتزیم تعریف کردن باح
بعد یهو مرده با یه کیک نسکافه ی گرون با کلی توت فرنگی روش برگشت بهم هدیه داد☹️ (عاشقشم شده بود از قبل فهمیده بودم از نگاهش🤙🏻)
اما من مثل خر، نمیدونم چرا اما واقعا مثل خر فقط گفتم مرسی بعد کیکو گرفتم با مامانم و خاله هام میرفتیم سمت ماشین
مامانم اینا این عروسکای فانتزی که الان تبدیل شده بودن به کادو های اون مرده رو گرفته بودن
منم داشتم تو راه مثل گاو این کیکه رو میخوردم
بعد داشتم کیک میخوردم یهو بیدار شدم👹
الانم دلم کیک نسکافه میخواد
نمیدونم از کجا شروع شدا
ولی فقط یه جایی رو یادمه
توی اسنپ بودم
بعد اسنپه ایستاد یه جایی
بیرون مغازه یه گربه دیدم داره میرقصه بعد فهمیدم عروسکه از اینا که میرقصن
عاشقش شدم (هنوزم میخوامش) به اسنپیه گفتم همینجا منتظر بمون جایی نرو که من قیمت اینو برم بپرسم
بعد رفتم داخل
مغازه داره هم یه مرد حدودا ۲۰ ساله بود
قیمتو پرسیدم گفت یک میلیون
گفتم نهحاجی گرونس خواستم برم بیرون بشینم، بعد نظرم عوض شد برگشتم بخرمش
داشت عروسکه رو میزاشت داخل یه باکس بزرگ صورتی از اینا که مال ولنتاینه، بعد سه تا عروسک plushi هم داشت میزاشت گفتم یزید اینا چیه میزاری اینا چندن؟
گفت اینا هرکدوم ۱۰۰ تومنن، گفتم عاح پول دارم بزار بزار (فقط تو خواب انقدر پولدار و بیخیالم✌️💔)
باکس رو بهم داد
بعد قبل اینکه پول بکشم، گفت وایساوایسا همینجا الان برمیگردم
خیلی رندوم از یه دری تو همون اسباببازی فروشی رفت توی یه قنادی که ظاهرا به همونجا وصل بود
بعد مامانم و خاله هام که فکر کنم قبل از اینا باهاشون بیرون بودم پیداشون شد، بعد همهچیزو براشون تعریف کردم
بعد همشون از خرید فانتزیم تعریف کردن باح
بعد یهو مرده با یه کیک نسکافه ی گرون با کلی توت فرنگی روش برگشت بهم هدیه داد☹️ (عاشقشم شده بود از قبل فهمیده بودم از نگاهش🤙🏻)
اما من مثل خر، نمیدونم چرا اما واقعا مثل خر فقط گفتم مرسی بعد کیکو گرفتم با مامانم و خاله هام میرفتیم سمت ماشین
مامانم اینا این عروسکای فانتزی که الان تبدیل شده بودن به کادو های اون مرده رو گرفته بودن
منم داشتم تو راه مثل گاو این کیکه رو میخوردم
بعد داشتم کیک میخوردم یهو بیدار شدم👹
الانم دلم کیک نسکافه میخواد
- ۸۷۸
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط